X
تبلیغات
وبلاگ همه کاره

وبلاگ همه کاره

وبلاگی در مورد : کامپیوتر , مطالب علمی مذهبی فرهنگی آموزشی و امکان خریداینترنتی

مقاله(نماز و احکام بعضی از مناجات)_نماز

                                                         بنام خدا       

          

                   عنوان مقاله : نماز و احکام بعضی از مناجات

                     نام نویسنده ی مقاله : اکبر سلمانی پور                   

 1)مقدمه: 

نماز در زندگی ما خیلی ارزش دارد ما با نماز می توانیم به خواسته های خود برسیم ما با نماز می توانیم زندگی انسان را به کمال برسانیم نماز ها چند نوع هستند که بعضی از آن ها برای انسان واجب و بعضی دیگر نیز مستحب است نماز های واجب ما همان نماز های پنج گانه و نماز های مستحب ما همان نماز میت ،نماز آیات ، نماز شکر و... نماز ها کارایی های مختلفی دارند مثلا : نماز شکر برای سپاس گذاری از خدا ، نماز میت خوش کردن آخرت یک فرد و... نمازی که مادر صبح ، ظهر، عصر،  عشاء می خوانیم را نماز واجب گویند این مقاله می خواهد در مورد فواید نماز ، انواع نماز ، نماز در بین ادیان و... مطالبی را ارایه دهد و در مورد آن ها به مورد های خوبی اشاره کند .هر کس که نماز بخواند برای سفر آخرت خود توشه جمع می کند البته باید کارهای دیگری را هم باید انجام دهد مثلا زکات ، روزه ، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر و... را انجام دهد تا توشه اش به کمال برسد کسی که نماز بخواند باید به رفتار های دیگر خود را هم اصلاح کند تا به کمالت برسد هر کس که به کمال برسد یعنی جای او در بهشت می باشد و مادران هم همیشه در بهشت هستند که حدیثی در این باره موجود است که می گوید : « بهشت زیر پای مادران است .»

فهرست:

مقدمه...................................................................ص1

چکیده...................................................................ص5

نماز در تمام ادیان................................................ص6

هیچ عبادتی به اندازه ی نماز تبلیغات ندارد.............ص6

نماز در رأس همه ی عبادت ها است.......................ص7

نماز پر تنوع ترین عبادت است................................ص8

نماز و هجرت..........................................................ص8

ترک مهمترین جلسات تاریخ به خاطر نماز...............ص8

آن جا که خواب از مناجات بهتر است........................ص9

نماز در جلو چشم مردم نه خفا.................................ص10

تحریم شراب و قمار به خاطر جدا شدن از نماز است...ص10

نماز هیچ قید و شرطی ندارد.....................................ص11

نماز همراه با مردم داری..........................................ص11

نماز اولین واجب بعد از ایمان به توحید و معاد........ص12

خداوند ستایشگر کسی است که نماز را بر همه ی کار ها مقدم می دارد........................................................................ص12

انتقاد شدید خدامند به خاطر ترک یا بی توجهی به نماز..ص13

سوز و تلاش به خاطر نماز............................................ص15

ترک نماز و گفتاری در دوزخ...............................................ص17

نماز کلید قبولی تمام عبادت ها........................................ص18

نماز اولین سؤال در قیامت...............................................ص19

نماز وسیله ی آزمایش.....................................................ص19

نماز اولین کلام و آخرین نصیحت.....................................ص19

تشریع پنج نماز(تشریع نماز قصر، تشریع نماز خوف و...)....ص20

احکام بعضی از مناجات(احکام روز، چیزی که روزه را باطل می کند و...)...............................................................................ص24

نتیجه گیری......................................................................ص26

منابع..............................................................................ص2

چکیده:

قبل از حضرت محمد در آيین حضرت عیسی نیز نماز وجود داشت . ما در هر شبانه و روز پنج نماز داریم که در همه ی آن سفارش به اذان و اقامه شده است.

نمی توان ایام مقدسی را پیدا کرد که در آن نماز وجود نداشته باشد. اگر جهاد و حج چند نوع باشد ، اگر وضو و غسل چند نوع باشد نماز صدها نوع است.

مسافری که کمتر از ده روز در یک مکان اقامت دارد باید نمازش را شکسته بخواند.

اغلب افراد بهترین و جالبترین و هیجان انگیزترین وقت خود را در نماز می گذرانند.

 

  الف)نماز در تمام ادیان بوده است :     

قبل از حضرت محمد (ص)در آئین حضرت عیسی هم نماز بوده که قرآن از زبان او نقل می کند که خداوند مرا به نماز صفارش کرده است :« و اوصانی بالصلوة » (مریم \31)

و قبل از او موسی بوده که خداوند به او خطاب می کند : « اقم الصلوه لذکری » (طه\24 )

و قبل از موسی پدر زن او حضرت شعیب بوده که نماز داشته است : « یا شعیب اصلاتک تأمرک »(هود \ 87 )

و قبل از همه ی آن ها ابراهیم بوده که از خداوند برای خود و ذریه اش توفیق اقامه نماز را می خواهد  :«ر اجعلنی مقیم الصلوة و من ذریتی » (ابراهیم \40 )

و این لقمان است که به فرزندش می گوید : پسر من نماز را بپا دار و امر به معروف و نهی از منکر کن .جالب آن است که معمولا در کنار نماز سفارش به زکات می شود ولی از آن جا که نو جوان معمولا پول ندارد در این آیه در کنار نماز به جای زکات و مالیات به امر به معروف و نهی از منکر سفارش شده است .

 

 1)هیچ عبادتی به اندازه ی نماز تبلیغات ندارد

ما در هر شبانه و روز 5 نماز داریم در هر نمازی سفارش به اذان و اقامه شده است و در مجموع این دو ندای آسمانی :

               بیست مرتبه حی علی الصلوه می گوئیم .

              بیست مرتبه حی علی الفلاح می گوئیم .

              بیست مرتبه حی علی خیر العمل می گوئیم .

              ده مرتبه قد قامت الصلوة می گوئیم .

و با توجه به این که مراد از فلاح و خیر العمل در اذان همان نماز است هر مسلمانی در هر شبانه و روز هفتاد مرتبه با کلمه ی « حی » به خود و دیگران تلقین به نماز آن هم به صورت پر نشاط و شتاب می کند و برای انجام هیچ عبادتی این همه هیاهو و تشویق وارد نشده است . به خصوص که در اسلام سفارش شده اذان را بلند بگوئید با صدای زیبا بگوئید و برای اذان پاداش بسیار نقل شده است . اذان به حج کار ابراهیم و اذان به نماز وظیفه ی همهی ما است . اذان شکستن سکوت است اذان یک دوره ی ایدئولوژی و تفکرات ناب اسلامی است اذان سرود مذهبی است با عباراتی کوتاه و پر محتوا اذان هشدار به غافلان است اذان نشانه ی باز بودن جو مذهبی است اذان نشانه ی حیات معنوی است .

 2)نماز در رأس همه ی عبادت ها است : 

  در ایام ویژه مثل شب قدر ، اعیاد اسلامی ، جمعه و هر شب و روزی که دارای فضیلت و ارزشی است و برای آن ایام دعا و مراسمی مخصوص است مثل شب مبعث ، شب میلاد ، شب جمعه ، معمولا نماز های مخصوصی هم وارد شده است . شاید نتوان ایام مقدسی را پیدا کرد که در آن برنامه ی نماز وجود نداشته باشد .

  3)نماز پر تنوع ترین عبادت است :

اگر جهاد و حج چند نوع باشد ، اگر وضو و غسل چند نوع باشد ، ولی نماز صد ها نوع است با یک نگاه ساده به حاشیه های کتاب مفاتیح الجنان علامه ی محدث حاج شیخ عباس قمی آنقدر انواع نماز ها ذکر شده است که بررسی و جمع آوری آن نیاز به یک کتاب مستقل دارد . هر امامی نمازی داشته غیر از نماز امام دیگر نماز امام زمان (ع) غیر از نماز حضرت امیر المومنین است .

  4)نماز و هجرت :

حضرت ابراهیم می گوید : خداوند ذریه ی خودم را در منطقه ی خشک بی آب و گیاه قرار دادم پروردگارا برای اقامه ی نماز « ربنا انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع ربنا لیقیمو الصلوة »

آری وظیفه ی نماز خوان ها آن است که با سفر ها و هجرت ها به مناطق بد آب و هوا هم برود تا شور و هیجان نماز عالمگیر شود.          5)ترک مهمترین جلسات تاریخ به خاطر نماز :

یکی از ادیانی که نامش در قرآن «صابئین » است که به حضرت یحیی گرایش مخصوص دارند ضمنا برای ستارگان تأثیری قائلند و نماز و مراسم ویژه ای دارند که هنوز در خوزستان گروهی از آنان هستند . این فرقه رهبری بسیار دانشمند ولی مغرور داشتند که بار ها به امام رضا (ع) گفتگو کرد ولی زیر بار نرفت . در یکی از جلسات امام رضا (ع) استدلالی کرد که او تسلیم شد و گفت : « الان لان قلبی » حالا روح من نرم شده حاضرم مکتب تو را بپذیرم ولی ناگهان صدای اذان بلند شد امام رضا (ع) جلسه را ترک کرد مردم گفتند فرصت حساسی است چنین فرصتی پیش نمیآید امام فرمود :اول نماز ! او که این تعهد را از امام دید علاقه اش بیشتر شد . اما بعد از نماز گفتگویش را تکمیل  کرد و او ایمان آورد .

   6)آن جا که خواب از مناجات بهتر است :

روزی رسول اکرم (ص) نماز صبح را با جماعت خواندند ولی دیدند امروز علی (ع) به مسجد نیامده است به سراغش رفتند حضرت در خانه ی علی (ع) را زد و پرسید چرا او امروز در جماعت شرکت نکرده ؟! فاطمه (ع) گفت : علی دیشب تا صبح مناجات داشت ولی صبح خستگی او طاقت فرسا بود نمازش را در منزل خواند . حضرت فرمود : به او بگوئید شب ها به جای مناجات طولانی مقداری بخوابد ولی نماز جماعت صبح را از دست ندهد خوابی که مقدمه ی جماعت باشد بهتر از مناجاتی است که حال جماعت را از بین می برد .

   7)نماز در جلو چشم مردم نه در خفا :

می دانیم که امام حسین (ع) روزه ی دوم محرم وارد کربلا شده و در روز دهم شهید شد . بنابر این مدت اقامت حضرت هشت روز بود و مسافری که کمتر از ده روز بماند نمازش شکسته یعنی دو رکعتی است .   نماز دو رکعتی دو دقیقه بیشتر طول نمی کشد به خصوص در هنگام خطر و امام حسین (ع) در روز عاشورا بار ها به خیمه ها رفت و آمد داشت و می توانست نماز ظهرش را در خیمه بخواند ولی بنا داشت در معرکه بخواند و دو نفر از یارانش جلو نماز حضرت ایستادند و سی تیر را به جان خریدند ولی نماز آشکارا برگزار شد نه در خیمه . آری تظاهر به نماز به صحنه کشاندن آن یک ارزش است نباید در هتل ها، شرکت ها ، پارک ها ، فرود گاه ها ، خیابان ها و رستوران ها ، نماز خانه ها در گوشه باشد باید در بهترین مکان و در جلوی چشم دیگران نماز اقامه  شود هر چه از جلوه ی دین کم شود به جلوه ی فساد اضافه خواهد شد اگر کاسب ها اول وقت کنار مغازه ها اذان بگویند مشتریان بی حجاب خودشان را جمع تر خواهند کرد .

   

8)تحریم شراب و قمار به خاطر جدا شدن از نماز است :

با این که شراب . قمار مفساد جسمی و روحی و اجتماعی زیادی دارد اما قرآن می فرماید : حرام بودن این ها به خاطر آن است که میان شما کینه ایجاد می کند و شما را از یاد خداوند و نماز باز می دارد . (مائده\91 ) در این آیه دهها خطر و ضرری که شراب دارد روی ضرر اجتماعی و معنوی تکیه شده است . ضرر اجتماعی پیدا شدن کینه است و ضرر معنوی غفلت از یاد خداوند و نماز !!

  9)نماز هیچ قید و شرطی ندارد :    

« و اوصانی بالصلوة و الزکاه ما دمت حیا » (مریم \ 31 )

هر یک از دستورات اسلامی ممکن است به دلیلی تعطیل شود . مثلا رفتن جهاد برای کور و لنگ واجب نیست روزه برای مریض واجب نیست خمس و زکات و حج برای طبقه ی محروم واجب نیست اما تنها عبادتی که تعطیل بردار نیست نماز است که تا لحظه ی مرگ حتی یک روز قابل تعطیل شدن نیست . ( گرچه برای خانم ها در هر ماه برنامه ی خاصی دارد . )

  10)نماز همراه با مردم داری :

« قولوا للناس حسنا و اقیموا الصلوة » (بقره \83 )

نماز گزار باید با مردم خوب حرف بزند . با زبان خوب می توانیم عملا نماز را تبلیغ کنیم و کسانی که با اخلاق و سیره پیامبر اکرم (ص) مسلمان شده اند بیش از کسانی هستند که با استدلال عقلی مسلمان شدند . حتی با کفاری که انسان جدال و بحث می کند باید به طور نیکو جدال کند یعنی اول خوبی های آنان را بپذیرد و بعد نقطه ی نظرات خود را بیان کند .

  11)  نماز اولین واجب بعد از ایمان به توحید و معاد :

« الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلوة » ( بقره \2 )

در ابتدای قرآن و سوره ی بقره بعد از ایمان به غیب که شامل ایمان به خداوند و معاد و فرشتگان است اولین اصل عملی که مورد ستایش قرار گرفته مسئله ی اقامه ی نماز می باشد .

 

12)خداوند ستایشگر کسی است که نماز را بر همه ی کار ها مقدم می دارد :

« رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع » (نور \ 37 )

قرآن از کسانی که هنگام اذان کار و کسب را رها می کنند ستایش کرده است . رئیس جمهور شهید ایران مرحوم رجائی فرمود : به نماز نگوئید کار دارم به کار بگوئید نماز دارم به خصوص در روز جمعه سفارش شده که معامله را رها کنید ولی بعد از پایان نماز جمعه باز می فرماید : به سراغ کار و در آمد بروید یعنی تعطیلی کار موقت است . ضمنا از نظر روانشناسی تبلیغات مراعات حال مردم کاملا شده است زیرا برای مدت طولانی نمی توان از مردم در خواست رها کردن معاملات را داشت و لذا در یک سوره برای یک لحظه تعطیل بازار اول فرمود : ای کسانی که اهل ایمان هستید و این خطاب به یک احترام است بعد می فرماید هنگام شنیدن صدای اذان تعطیل کنید نه از اول صبح جمعه :« اذا نودی » و به جای کلمه ی صلوه ذکر الله گفته که نماز یاد خداوند است . و روز جمعه گفته نه هر روز بعد از فرمان به تعطیل فورا فرموده : این برای شما بهتر است . آنگاه گفته بعد از پایان نماز جمعه به سراغ معامله بروید .

   13)انتقاد شدید خدامند به خاطر ترک یا بی    توجهی به نماز:   

عده ای ایمان ندارند و نماز نمی خوانند . « فلا صدق ولا صلی » (قیامت\31)

نه تصدیق کرد و نه نماز خواند . قرآن صحنه ی جان دادن با یک دنیا حسرت و آه این افراد را ترسیم کرده است : عدهای مانع نماز دیگران می شوند : آیا دیدی آن را که مانع بنده باشد آن گاه که نماز بخواند ؟( علق \ 40 )

ابوجهل تصمیم گرفت همین که محمد (ص) مشغول سجده شد با لگد گردن حضرت را در هم بشکند . مردم او را دیدند که رفت ولی منصرف شد . گفتند جسارت نکردی ؟! گفت خندقی از آتش دیدم که در پیش روی من شعله ور بود .

عده ای مسخره می کنند : هر گاه ندای نماز را بلند می کنید مسخره می کنند . (مائده \58) عده ای بی نشاط نماز می خوانند : منافقین هر گاه به نماز می ایستند بی حالند.(نساء \ 142 ) و در برابر مردم ریا کارند و جز اندکی یاد خداوند نیستند . عده ای گاهی نمی خوانند .  وای به نماز گزارانی که از نمازشان فراموش کارند . در تفسیر می خوانیم : مراد سهو همراه با تقصیر است سهو از نماز نه سهو در نماز .

گاهی برخی از مردم نماز را فراموش کرده نمی خوانند به وقت و شرایط و احکامش اهمیت نمی دهند آنرا از وقت فضیلت تأخیر می اندازند برای انجامش ثواب و برای ترکش عقابی معتقد نیستند .راستی اگر سهو از نماز « ویل » دارد ترک دائمی آن چه خطری خواهد داشت . عده ای اگر دنیا مطرح نباشد به فکر نمازند ولی اگر دنیا مطرح شد از نماز کم می گذارند :«هر گاه لهو و تجارتی دیدند به سوی آن روانه شده و تو را در حالی که به خواندن خطبه ی نماز ایستاده ای وا می گذارند .» (جمعه )

( این آیه اشاره به ماجرائی است که پیامبر اکرم (ص) مشغول خواندن خطبه های نماز جمعه بود که گروهی برای فروش اجناس خود شروع به طبل زدن کرده بودند . مردم از پای سخن پیامبر عزیز (ص) برای خرید بلند شده و به سراغ سر و صدا و معامله رفتند و حضرت را تنها گذاشتند و بنا بر آنچه که در تاریخ است فقط 12 نفر به خطبه های حضرت گوش می دادند !!!)

14) سوز و تلاش برای نماز :

بعضی فرزند خود را نذر خدمت در مسجد می کنند .

« نذرت لک ما فی بطنی محررا » (آل عمران \ 35 )

مادر مریم گفت :

خدایا من نذر کردم که فرزندم را برای خدمت در بیت المقدس از هر کار معاف و آزادش کنم تا با فراغت کامل در بیت المقدس خادم باشد لکن همین که متولد شد و دید دختر است گفت خدایا من دختر آوردم و دختر نمی تواند مثل پسر به راحتی خادم باشد . ولی به هر حال  به نذرش عمل کرد قنداق او را به مسجد برد و به حضرت زکریا ی پیامبر تحویل داد .

بعضی آوارگی و هجرت زن و بچه را به خاطر نماز تحمل می کنند :

« ربنا انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی ذرع ربنا لیقیموا الصلوة». حضرت ابراهیم زن و فرزند خودش را در بیابان های بی آب و گیاه مکه جای داد و گفت : خداوندا من برای اقامه ی نماز این کار را کردم . جالب این که بانی مکه به شهر مکه آمده ولی نه برای حج برای نماز ! گویا نماز های دور کعبه در نظر ابراهیم جلوه ی بیشتری از طواف و حج داشته است . بعضی نسبت به اقامه ی نماز ذریه ی خویش دعا می کنند : « رب اجعلنی مقیم الصلوة و من ذریتی » .

در میان انبیاء هیچ پیامبری به اندازه ی حضرت ابراهیم در مواقع مختلف نسبت به ذریه اش دعا نکرده است و لذا خداوند به ذریه ی او برکتی عجیب داده تا آن جا که رسول اکرم اسلام خودش را از دعا ی ابراهیم می داند . بعضی نسبت به نماز خواندن اهل خود پا فشاری دارند : « و امر اهلک بالصلوة واصطبر علیها » .

اولین مسئولیت انسان (بعد از خودش ) ذریه ی اوست ولی از آن جا که اهل انسان گاهی سر سختی نشان می دهند انسان باید استقامت کند پدران و مادران روی کلمه ی « اصطبر علیها » توجه کنند که اگر چند بار گفتند و اثر نکرد آنان را رها نکنید .

بعضی بهترین وقت را به نماز اختصاص می دهند :

« واجعل افضل اوقاتک للصلوة » (نهج البلاغه \ نامه ی 53 )

حضرت علی (ع) به مالک اشتر می فرماید :

بهترین وقت خود را برای نماز قرار بده . و می فرمایند :

« واعلم ان جمیع اعمالک تبع لصوتک »

بعضی دیگر را به نماز تشویق می کنند :

« و تواصوا بالحق » تشویق هم با زبان می شود و هم با عمل اگر چهره های بارز در صف اول قرار گیرند اگر مردم هنگام رفتن به مسجد لباس خوب و بوی خوش مصرف کنند اگر نماز ساده و سریع برگزار شود این خود یک تشویق علمی برای اقامه ی نماز است .

دو پیامبر بزرگوار مثل ابراهیم (س) و اسماعیل (س) مأمور تطهیر خانه ی خدا می شوند و این تطهیر برای ورود اهل نماز است .

اگر مثل ابراهیم (س) و اسماعیل (س) برای نماز گزلران مسجد را تطهیر می کند پس باید بدانیم که اگر شخصیت های مهم مسئول اقامه ی نماز باشند در دعوت مردم بسیار موثر تر خواهد بود .

بعضی مال خود را وقف نماز می کنند حتی در بعضی شهر های ایران (استهبانات فارس ) درختان گردو و بادامی وقف شده تا حاصل آن صرف نونهالانی شود که به مسجد می آیند . بعضی برای اقامه ی نماز کتک می خورند انقلابیون در زندان شاه . و بعضی تیر مثل زهیر که عاشورا جلو امام حسین (ع) ایستاد تا امام نمازش را بخواند . و بعضی در راه نماز شهید می شوند مثل شهدای محراب : آیة الله اشرفی اصفهانی ، دستغیب ، صدوقی ، مدنی و طباطبائی.

و بعضی در حال نماز شهید می شوند مثل علی بن ابیطالب (ع) .

 

15)ترک نماز و گرفتاری در دوزخ :

در قیامت بارها میان اهل بهشت و دوزخ گفتگو رخ می دهد که قرآن ترسیمی از آن گفتگو ها را بیان فرموده است . یکی از آن صحنه ها که در سوره ی مدثر است این است که اهل بهشت از مجرمان می پرسند : چه عاملی شما را به دوزخ روانه کرد ؟

آن ها می گویند چهار عامل که اولین آن ها پایبند نبودن به نماز است: « لم نک من المصلین »

عامل دیگر بی اعتنائیبه گرسنگان بود : « و لم نک نطعم المسکین »

سومین جهت این بود که ما در جامعه ی فاسد هضم شدیم : « و کنا نخوض مع الخائضین »

و بالاخره قیامت را هم نمی پذیرفتیم : و کنا نکذب بیوم الدین » .

روایات بسیاری برای ترک نماز وارد شده که جمع آوری آن ها نیاز به جزوه مستقل دارد.

 16)نماز کلید قبولی تمام عبادت ها :

در اهمیت نماز همین بس که در فرمان علی (ع) به نماینده ی خود در مصر ( محمد بن ابی بکر ) آمده است که : نماز را در اول وقت و با مردم بپا دار زیرا همه ی کار های دیگرت تابع نماز تو است .

در روایات نیز می خوانیم : اگر نماز قبول شود عبادات دیگر هم قبول می شود ولی اگر نماز مردود شود کار های دیگر هم رد خواهد شد . مثل آن که اگر پلیس از شما گواهینامه ی رانندی بخواهد شما هر مدرک و کارت شناسایی معتبر دیگری هم ارائه دهید پذیرفته نیست . مجوز رانندگی داشتن گواهینامه است و بدون آن تمام مدارک بی اثر خواهد بود . نماز نیز چنین نقشی دارد .

17)نماز اولین سوال در قیامت :

در حدیث می خوانیم اولین چیزی که در قیامت مورد سوال و حساب قرار می گیرد نماز است .

 18) نماز وسیله ی آزمایش :

در حدیث می خوانیم که هر که می خواهد بداند مقام و ارزش او در نزد خداوند چیست ببیند که خداوند نزد او چه مقامی دارد . اگر اذان نماز نزد تو بزرگ و محترم بود تو نیز نزد خداوند احترام داری و اگر نسبت به انجام فرمان او بی تفاوت بودی مقام و ارزشی نزد او نداری و همچنین اگر نماز ترا از فساد و فحشاء باز داشت نشانه ی تأثیر و قبولی نماز است.

 19) نماز اولین کلام و آخرین وصیت :

در بعضی روایات می خوانیم که نماز هم اولین سفارش انبیاء بود و هم آخرین وصایای اولیاء . در تاریخ زندگی امام صادق آمده است که حضرت در آخرین لحظه های عمر مبارک خود چشم باز کرده و فرموده : تمام بستگان را جمع کنید و سپس فرمود : شفاعت ما شامل کسانی که نسبت به نماز سهل انگاری و استخفاف دارند نخواهد شد .

20)تشریع پنج نماز :

گفته اند : پیش از وجوب پنج نماز مسلمانان فقط در بامداد و عصر هر بار دو رکعت نماز می خواندند تا آن که در شب معراج نماز های پنج گانه مقرر گردید . برخی تاریخ تشریع نماز های پنج گانه را یک سال قبل از هجرت پنداشته اند و می گویند : نخستین از نماز های پنج گانه نماز ظهر بوده است . عده ی کمی هم تشریع نماز های پنج گانه را در سال اول هجرت رانسته اند و گفته اند :در سوره ی روم که مکی است آیه های شانزدهم و هفدهم که اوقات نماز های پنج گانه از آن ها استفاده می شود مدنی است . این نظر درست نمی نماید زیرا در سوره ی کوثر و ماعون که هر دو مسلما مکی است لفظ «صلوة» به معنی نماز بوده است و اگر در آیه ی مندرج در سوره ی کوثر امر به «صلوة » متوجهشخص پیامبر باشد آیه ی مذکور در سوره ی «ماعون» عام است و در مقام سرزنش نماز گزارانی است که از نماز خود غفلت دارند . بعضی بر مبنای آیه ی هفتاد و هفتم از سوره ی « اسراء » که سوره ای مکی است و اوقات نماز گزاردن در آن معین شده است گفته اند : « تشریع نماز در شب معراج بوده است . » و گفته اند : تا سال اول هجرت نماز مغرب 3 رکعت و باقی نماز ها 2 رکعت گزارده می شد و از سال اول هجرت نماز سفر به حال خود باقی ماند و مقرر شد که در حضر نماز های ظهر و عصر و عشاء چهار رکعت باشد . با این همه نمی توان تاریخ تشریع نماز های پنج گانه را به نحو قاطع تعیین کرد.

الف)تشریع نماز قصر :

همه ی نماز ها پیش از هجرت برای حاضر و مسافر دو رکعت بوده است لیکن پس از هجرت نماز های ظهر، عصر و عشاء برای حاضر به چهار رکعت افزایش یافت و مقرر شد که برای مسافران همان دو رکعت باشد . همچنین مقرر شد که برای هر دو گروه نماز صبح 2 رکعت و نماز مغرب 3 رکعت باشد .

ب)تشریع نماز خوف :

تشریع نماز خوف پس از هجرت در غزوه ی « ذات الرقاع » بوده است . گفته اند که در « ذات الرقاع » دشمنان می خواستند به هنگام نماز به لشکر اسلام حمله کنند و چون نتوانستند برای اجرای حمله آماده شوند بر وقت از دست رفته افسوس می خوردند . یکی از سران سپاه کفر گفت : جای افسوس نیست مسلمانان نماز دیگری دارند به نام نماز عصر که آن را بزرگتر می شمرند . به هنگام آن بر آنان حمله می بریم . پیامبر اکرم (ص) به الهام غیبی از نقشه ی آنان با خبر شدند و نماز عصر را به صورت « نماز خوف » خواندند به این ترتیب که در طول نماز با تعویض نوبت عده ای به عبادت اشتغال داشتند و عده ای دیگر به حراست و دشمن نتوانست از اصل غافل گری استفاده کند . گویند : خالد بن ولید به خاطر همین پیش بینی و پیش آهنگی اعجاز آمیز پیامبر اکرم (ص) از قصد حمله ی آنان مسلمان شد .

ج)تشریع نماز جمعه و عیدین :

بر حسب بعضی از مدارک نماز جمعه پیش از هجرت تشریع شده است و اهل مدینه قبل از هجرت نماز جمعه گزارده اند لیکن بیشتر مورخان و نویسندگان سیره ی نبوی تاریخ تشریع نماز جمعه را سال اول هجرت دانسته اند به ویژه آن که سوره ی جمعه که آیات نهم تا یازدهم آن مستند تشریع نماز جمعه است سوره ای مدنی است و تشریع نماز های عیدین گویا در سال دوم هجرت بوده است .

د)تشریع نماز آیات :

تشریع نماز آیات (خسوف ، کسوف، زلزله و...) پس از هجرت بوده است چنان که گفته اند : ماه در سال پنجم هجرت در مدینه ی منوره منخسف شد . یهودیان مدینه بر مس می کوفتند و تصور می کردند که ماه این صدا را می شنود و از ترس آشکار می شود . پیامبر اکرم (ص) اعتقاد آنان را خرافه دانستند و به یاران خود دستور نماز خسوف دادند و نماز آیات را با آنان به جماعت خواندند . پیامبر اکرم (ص) از ماریه ی قبطیه فرزندی داشتند به نام ابراهیم که مورد علاقه ی شدید آن حضرت بود و از دنیا رفت . خورشید در روز وفات او گرفت . مردم پنداشتند که آفتاب به خاطر وفات ابراهیم گرفته است . رسول خدا (ص) که با هر گونه خرافه ای مبارزه می کردند مردم را مخاطب قرار دادند و فرمودند : خورشید و ماه دو آیه از آیه های خداوند هستند و برای ولادت و مرگ کسی نمی گیرند . هنگامی که خسوف و کسوف و نمازی که هنگام حدوث آثار طبیعی ترس آور خوانده می شود به موجب سنت قولی و فعلی پیامبر اکرم (ص) در سال های پس از هجرت مقرر شده است .

ه)تشریع نماز استسقا (در خواست باران ):

در باره ی مشروعیت نماز استسقا به دو آیه از قرآن مجید استناد کرده اند که یکی مدنی و دیگری مکی است اما تأییدی که از سنت برای آن وجود دارد در مدینه واقع شده است : در یکی از سال های پس از هجرت مردم مدینه گرفتار خشک سالی و قحطی شدند و از پیامبر اکرم (ص) تقاضای دعای نزول باران کردند . فرستاده ی خدا فرمودند که مردان و زنان و کودکان به مصلی بروند و جانوران اهلی را هم به همراه خود  ببرند . آن گاه نماز استسقا را با آنان به جماعت خواندند و از خدا در خواست نزول رحمت کردند . دیری نگذشت که ابر ها به هم پیوستند و فرو باریدند و بارش یک هفته ادامه یافت تا آن جا که بیم ویرانی رفت و مردم از آن حضرت در خواست دعا برای باران کردند و دعای دوم رسول خدا (ص) هم به اجابت پیوست.     

احکام بعضی از مناجات :

الف)احکام روزه :

نیت:     لازم نیست انسان نیت روزه را از قلب خود بگذارند یا مثلا فردا را روزه می گیرم بلکه همین قدر که برای انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب کاری که روزه را باطل می کند انجام ندهد کافی است و برای آن که یقین کند تمام این مدت را روزه بوده باید مقداری پیش از اذان صبح و مقداری هم بعد از مغرب از انجام کاری که روزه را باطل می کند خودداری نماید .

انسان می تواند در هر شب از ماه رمضان برای روزه ی فردای آن نیت کند بهتر است که شب اول ماه هم نیت روزه ی همه ی ماه را بنماید . اگر یک فرد پیش از اذان صبح نیت کند و بخوابد و بعد از مغرب بیدارشود روزه اش صحیح است .

ب)چیز هایی که روزه را باطل می کند :

9 چیز روزه را باطل می کند و این 9 چیز عبارتند از :      

1- خوردن و آشامیدن 2- جماع 3- استمناء ، و استمناء آن است که انسان با خود کاری کند که منی از او بیرون آید 4-دروغ بستن به خدا و پیغمبر و جانشینان پیغمبر (ع) 5- رساندن غبار به حلق . 6- فرو بردن تمام سر در آب 7-باقی ماندن بر جنابت و حیض و نفاس تا اذان صبح . 8- اماله کردن با چیز های روان . 9- قی کردن . باطل کننده های روزه این 9 مورد می باشند .

 ج)آنچه برای روزه دار مکروه است :

چند چیز برای روزه دار مکروه است این چیز ها عبارتند از :

دوا ریختن به چشم  و سرمه کشیدن در صورتی که مزه یا بوی آن به حلق برسد، انجام دادن هر کاری که مانند خون گرفتن و حمام رفتن باعث ضعف می شود، انفیه کشیدن اگر نداند که به حلق می رسد جایز نیست، بو کردن گیاهان معطر، نشستن زن در آب، استعمال شیاف ، ترک کردن لباسی که در بدن است کشیدن دندان و هر کاری که به واسطه ی آن از دهان خون  بیاید ، مسواک کردن به چوب تر ، و نیز مکروه است .

نکته : کفاره ی  یک روز روزه نگرفتن پر کردن شکم 60 نفر و روزه گرفتن به طول 60 روز است .

 د)افرادی که نباید روزه بگیرند :

1- بیمار و کسی که روزه گرفتن برایش ضرر دارد . 2- پیر مرد یا پیر زنی که روزه گرفتن برای او مشقت دارد . 3-زن حامله یا شیرده که روزه برای خود و یا کودکش ضرر دارد .

نتیجه گیری :

نماز به انواع زیادی جدا می شوند و نماز چیزی است که زندگی انسان را به کمال می رساند و انسان را به بهشت می راند نماز سفارش پیامبران است هر نمازی دارای تاریخچه ای است و تاریخچه ی هر نماز به کارایی آن بستگی دارد چیز هایی که انسان را به کمال می رسانند نماز و مکمل کننده آن است . هر نماز برای یک کاری مورد استفاده قرار می گیرد مثلا نماز استسقا برای نزول آسمانی استفاده می شود . بعضی نماز ها به وضو نیاز ندارند مثال : نماز میت و... هر نمازی دارای روشی است یعنی هر نمازی با  تعدادی رکعت خوانده می شود . هر نماز دارای قنوت ، رکوع ، سجده ، السلام و... است .

منابع :

  -محسن قرائتی ، (1371) ، یکصد و چهار نکته در مورد نماز، تهران، سپهر .

- حسن راشدی ، (1378 )، نماز شناسی ، اصفهان ، ستاد اقامه ی نماز

- محسن قرائتی ، (1380) ، رساله ی توضیح المسائل ، تهران ، سپهر.     

پایان
+ نوشته شده در  87/10/12ساعت 14:54  توسط شهرام ابراهیم پور  | 

مهندسی برق

 

یکی از بهترین تعریف هایی که از مهندسی برق شده است، این است که محور اصلی فعالیت های مهندسی برق، تبدیل یک سیگنال به سیگنال دیگر است. که البته این سیگنال ممکن است شکل موج ولتاژ یا شکل موج جریان و یا ترکیب دیجیتالی یک بخش از اطلاعات باشد.
مهندسی برق دارای چهار گرایش است که در زیر بطور اجمالی به بررسی آنها می پردازیم و در قسمت معرفی گرایشها به تفصیل در مورد هر کدام صحبت خواهم کرد.
گرایش الکترونیک
دکتر کمره ای استاد مهندسی برق دانشگاه تهران در معرفی این گرایش می گوید:
"گرایش الکترونیک به دو زیر بخش عمده تقسیم می شود. بخش اول میکروالکترونیک است که شامل علم مواد، فیزیک الکترونیک، طراحی و ساخت قطعات از ساده ترین آنها تا پیچیده ترین آنها است و بخش دوم نیز مدار و سیستم نامیده می شود و هدف آن طراحی و ساخت سیستم ها و تجهیزات الکترونیکی با استفاده از قطعات ساخته شده توسط متخصصان میکروالکترونیک است.
دکتر جبه دار نیز در معرفی این گرایش می گوید:
گرایش الکترونیک یکی از گرایشهای جالب مهندسی برق است که محور اصلی آن آشنایی با قطعات نیمه هادی، توصیف فیزیکی این قطعات، عملکرد آنها و در نهایت استفاده از این قطعات، برای طراحی و ساخت مدارها و دستگاههای است که کاربردهای فنی و روزمره زیادی دارند."
گرایش مخابرات
هدف از مخابرات ارسال و انتقال اطلاعات از نقطه ای به نقطه دیگر است که این اطلاعات می تواند صوت، تصویر یا داده های کامپیوتری باشد.
دکتر جبه دار در مورد شاخه های مختلف این گرایش می گوید:
"مخابرات از دو گرایش میدان و سیستم تشکیل می شود. که در گرایش میدان، دانشجویان با مفاهیم میدان های مغناطیسی، امواج، ماکروویو، آنتن و ... آشنا می شوند تا بتوانند مناسبترین وسیله را برای انتقال موجی از نقطه ای به نقطه دیگر پیدا کنند.
همچنین یکی از فعالیت های عمده مهندسی مخابرات گرایش سیستم، طراحی فلیترهای مختلفی است که می توانند امواج مزاحم شامل صوت یا پارازیت را از امواج اصلی تشخیص و آنها را حذف کرده و تنها امواج اصلی را از آنتن دریافت کنند.
گفتنی است که امروزه با توسعه مخابرات بی سیم، ارتباط نزدیکتری بین دو گرایش میدان و سیستم ایجاد شده است. برای نمونه در گوشی تلفن همراه ما هم تجهیزات مربوط به مدارهای مخابراتی و هم تجهیزات مربوط به فرستنده و هم آنتن گیرنده را داریم. از همین رو یک مهندس مخابرات امروزه باید از هر دو گرایش بخوبی اطلاع داشته باشد تا بتواند یک دستگاه بی سیم را طراحی کند."
گرایش کنترل
"اگر بخواهیم یک تعریف کلی از کنترل ارائه دهیم، می توانیم بگوییم که هدف این علم، کنترل خروجی های یک سیستم بر مبنای ورودی های آن و با توجه به شرایط ویژه و نکات مورد نظر طراحی آن سیستم می باشد."
دکتر کمره ای در ادامه معرفی علم کنترل می گوید: "علم کنترل فقط در مهندسی برق مورد استفاده قرار نمی گیرد. بلکه در شاخه های دیگری از علوم مهندسی و حتی علوم انسانی کاربرد دارد. به عنوان نمونه کنترل فرآیند تصفیه نفت در یک پالایشگاه، کنترل عملکرد یک نیروگاه برق، سیستم کنترل ناوبری یک کشتی و یا کنترل تحولات و تغییرات جمعیتی نمونه های متنوعی از کاربرد علم کنترل می باشد.
گفتنی است که گرایش کنترل دارای زیر بخش های متنوعی مانند کنترل خطی، غیرخطی، مقاوم، تطبیقی، دیجیتالی، فازی و غیره است."
دکتر جبه دار نیز با اشاره به اینکه گرایش کنترل منحصر به مهندسی برق نمی شود، می گوید:
"در رشته های مهندسی مکانیک، مهندسی شیمی، مهندسی هوافضا، مهندسی سازه و مهندسی های دیگر نیز ما شاهد علم کنترل هستیم اما نوع سیستم کنترلی در هر رشته مهندسی متفاوت است. برای مثال در مهندسی مکانیک نوع کنترل، مکانیکی و در مهندسی شیمی براساس فرآیندهای شیمیایی است. اما در کل هدف مهندسی کنترل، طراحی سیستمی است که بتواند عملکرد یک دستگاه را در حد مطلوب حفظ کند.
دکتر جبه دار در ادامه درباره فعالیت های دیگر مهندسی کنترل می گوید: "خودکار کردن یا اتوماتیک کردن خط تولید، یکی دیگر از فعالیت های مهندسی کنترل است. یعنی مهندس کنترل می تواند به گونه ای خط تولید را هماهنگ و کنترل کند که محصول تولید شده طبق برنامه تعیین شده و با بهترین کیفیت به دست آید."
گرایش قدرت
دکتر جبه دار در معرفی این گرایش می گوید:
"هدف اصلی مهندسین این گرایش، تولید برق در نیروگاهها، انتقال برق از طریق خطوط انتقال و توزیع آن در شبکه های شهری و در نهایت توزیع آن برای مصارف خانگی و کارخانجات است. بنابراین یک مهندس قدرت باید به روشهای مختلف تولید برق، خطوط انتقال نیرو و سیستم های توزیع آشنا باشد."
دکتر کمره ای نیز در معرفی این گرایش می گوید:
"گرایش قدرت به آموزش و پژوهش در زمینه طراحی و ساخت سیستم های مورد استفاده در تولید، توزیع، مصرف و حفاظت از برق می پردازد.
به عبارت دیگر دانشجویان این رشته در شاخه تولید با انواع نیروگاههای آبی، گازی، سیکل ترکیبی و ... آشنا می شوند. و در بخش انتقال و توزیع، روشهای مختلف انتقال برق اعم از کابلهای هوایی و زیرزمینی را مطالعه می کنند و در شاخه حفاظت نیز انواع وسایل و تجهیزات حفاظتی که در مراحل مختلف تولید، توزیع، انتقال و مصرف انرژی، انسانها و تاسیسات را در برابر حوادث مختلف محافظت می کنند، مورد بررسی قرار می دهند که از آن میان می توان به انواع رله ها، فیوزها، کلیدها و در نهایت سیستم های کنترل اشاره کرد.
یکی دیگر از شاخه های قدرت نیز ماشین های الکتریکی است که شامل ژنراتورها، ترانسفورماتورها و موتورهای الکتریکی می شود که این شاخه از زمینه های مهم صنعتی و پژوهشی گرایش قدرت است."
آینده شغلی، بازار کار، درآمد
"امروزه با توسعه صنایع کوچک و بزرگ در کشور، فرصت های شغلی زیادی برای مهندسین برق فراهم شده است و اگر می بینیم که با این وجود بعضی از فارغ التحصیلان این رشته بیکار هستند، به دلیل این است که این افراد یا فقط در تهران دنبال کار می گردند و یا در دوران تحصیل به جای یادگیری عمیق دروس و در نتیجه کسب توانایی های لازم، تنها واحدهای درسی خود را گذرانده اند.
همچنین یک مهندس خوب باید، کارآفرین باشد یعنی به دنبال استخدام در موسسه یا وزارتخانه ای نباشد بلکه به یاری آگاهی های خود، نیازهای فنی و صنعتی کشور را یافته و با طراحی سیستم ها و مدارهای خاصی این نیازها را برطرف سازد. کاری که بعضی از فارغ التحصیلان ما انجام داده و خوشبختانه موفق نیز بوده اند."
دکتر کمره ای نیز در این زمینه می گوید:
"اگر یک فارغ التحصیل برق دارای توانایی های لازم باشد، با مشکل بیکاری روبرو نخواهد شد. در حقیقت امروزه مشکل اصلی این است که بیشتر فارغ التحصیلان توانمند و با استعداد این رشته به خارج از کشور مهاجرت می کنند و ما اکنون با کمبود نیروهای کارآمد در این رشته روبرو هستیم."
یکی از اساتید مهندسی برق دانشگاه علم و صنعت ایران نیز در مورد فرصت های شغلی فارغ التحصیلان این رشته می گوید:
"طبق نظر کارشناسان و متخصصان انرژی در کشور، با توجه به نیاز فزاینده به انرژی در جهان کنونی و همچنین نرخ رشد انرژی الکتریکی در کشور، سالانه باید حدود 1500 مگاوات به ظرفیت تولید کشور افزوده شود که این نیاز به احداث نیروگاههای جدید و همچنین فارغ التحصیلان متخصص برق و قدرت دارد.
فرصت های شغلی یک مهندس کنترل نیز بسیار گسترده است چون در هر جا که یک مجموعه عظیمی از صنعت مهندسی مثل کارخانه سیمان، خودروسازی، ذوب آهن و ... وجود داشته باشد، حضور یک مهندسی کنترل ضروری است.
و بالاخره یک مهندس مخابرات یا الکترونیک می تواند جذب وزارتخانه های پست و تلگراف و تلفن، صنایع، دفاع و سازمانهای مختلف خصوصی و دولتی شود."
توانایی های مورد نیاز و قابل توصیه
توانایی علمی:
"مهندسی برق نیز مانند مابقی رشته های مهندسی بر مفاهیم فیزیکی و اصول ریاضیات استوار است و هر چه دانشجویان بهتر این مفاهیم را درک کنند، می توانند مهندس بهتری باشند. در این میان گرایش الکترونیک وابستگی شدیدی به فیزیک بخصوص فیزیک الکترونیک و فیزیک نیمه هادی ها دارد. در گرایش مخابرات نیز درس فیزیک اهمیت بسیاری دارد زیرا دروس اصلی این رشته بخصوص در شاخه میدان شامل الکترومغناطیس و امواج می شود."
داشتن ضریب هوشی بالا و تسلط کافی بر ریاضیات، فیزیک و زبان خارجی از ضرورتهای ورود به این رشته است.
علاقمندیها:
دانشجوی برق باید ذهنی خلاق و تحلیل گر داشته باشد. همچنین به کار با وسایل برقی علاقه داشته باشد چون گاهی اوقات با دانشجویانی روبرو می شویم که در ریاضی و فیزیک قوی هستند اما در کارهای عملی ضعیف اند. چنین دانشجویانی برای رشته های مهندسی مناسب نیستند و بهتر است رشته های ذهنی و انتزاعی مثل ریاضی یا فیزیک را انتخاب کنند.
وضعیت ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر: (کارشناسی ارشد و ...)
فارغ التحصیل در مقطع کارشناسی برق که مدرک خود را در یکی از چهار گرایش الکترونیک، مخابرات، قدرت و کنترل می گیرد، می تواند در یکی از این گرایشها (اختیاری) یا رشته ای که برق زیر مجموعه ای برای آن تعریف شده، ادامه تحصیل نماید. این رشته به صورت: مهندسی برق- الکترونیک، برق- قدرت، برق- مخابرات (شامل گرایش های: میدان، سیستم، موج، رمز، مایکرونوری) برق- کنترل، مهندسی پزشکی (گرایش بیوالکتریک)، مهندسی هسته ای (دو گرایش مهندسی راکتور و مهندسی پرتو پزشکی، مهندسی کامپیوتر (معماری کامپیوتر، هوش مصنوعی و رباتیک) است. برای تحصیل در مقطع دکترای تخصصی، می توان، در هر یک از زیرشاخه های تخصصی‌تر گرایشهای یاد شده میزان مورد نیاز واحدها را اخذ کرد و رساله دکتری را در همان موضوع خاص ارائه داد. مسلم است این زیر شاخه ها، گرایشهای تخصصی تر این چهار گرایش است. امکان ادامه تحصیل در کلیه گرایشهای یاد شده در مقطعهای کارشناسی ارشد و تا حد زیادی در دوره دکتری، در داخل کشور وجود خواهد داشت. رشته برق به دلیل کاربردی بودن آن در بسیاری از علوم مهندسی دیگر، برای فارغ التحصیلان امکان تحصیل در بسیاری گرایشها و دانشها را فراهم می کند.


+ نوشته شده در  87/10/12ساعت 14:49  توسط شهرام ابراهیم پور  | 

شیوه های هنر و معماری ایران و جهان

 

بخش نخست: درون‌گرایی

درون گرایی مفهومی است که به صورت یک اصل در معماری ایران وجود داشته و با حضوری آشکار ، به صورتهای متنوع ، قابل درک و مشاهده است .
اصولاً در ساماندهی اندام های گوناگون ساختمان به ویژه خانه های سنتی، باورهای مردم، بسیار کارساز بوده است. یکی از باورهای مردم ایران ارزش نهادن به زندگی شخصی و حُرمت آن و نیز عزت نفس ایرانیان بوده که این امر به گونه ای معماری ایران را درون گرا ساخته است .
معماران ایرانی با ساماندهی اندامهای ساختمان در گرداگرد یک یا چند میانسرا، ساختمان را  از جهان بیرون جدا می کردند و تنها یک هشتی این دو را به هم پیوند می‌داد. خانه های درونگرا در اقلیم گرم و خشک، همچون بهشتی در دل کویر هستند، فضای درونگرا مانند آغوش گرم بسته است واز هر سو رو به درون دارد.
سر در این خانه ها دارای دو سکو بود و درها دارای دو کوبه‌ی جدا ویژه‌ی مردان و زنان. دو دالان یکی از بخش بیرونی و دیگری از بخش اندرونی خانه به هشتی راه داشتند. اندرونی‌جایگاه زندگی خانواده بوده و ‌بیگانگان بدان راه نداشتند.
بیرونی، ویژه‌ی مهمانان و بیگانگان بود که جداگانه پذیرایی می شدند و گاهی مهمانان در بالاخانه (اتاق روی هشتی) که به اندرونی نزدیک بود پذیرایی می شدند.
بخش بیرونی، آذین‌های بیشتری نسبت به اندرونی داشت. معماران حتی در ساختمان‌های برونگرا مانند کوشک میان باغ ها، نیز درونگرایی را پاس می داشتند. کوشک ها ساختمانهایی برونگرا بودند که گرداگرد آنها باز بود و از هر سو به بیرون باز می شدند. بیشتر خانه های غربی یا شرق آسیا چنین هستند..
خانه های برونگرا در برخی سرزمینهای ایران نیز ساخته می شود. مانند کردستان، لرستان و شمال ایران، ولی در سرزمین های میانی و گرم و خشک ایران، خانه های درونگرا، پاسخ در خوری برای خشکی هوا، بادهای آزاردهنده، شن های روان و آفتاب تند هستند.
ویژگی معماری غیر قابل انکار آثار و ابنیه ای مانند خانه ، مسجد ، مدرسه ، کاروانسرا حمام و غیره مربوط به خصوصیت درون گرایانه آن است که ریشه ای عمیق در مبانی و اصول اجتماعی – فلسفی این سرزمین دارد .
با یک ارزیابی ساده می توان دریافت که در فرهنگ این نوع معماری ، ارزش واقعی به جوهر و هسته باطنی آن داده شده است و پوسته ظاهری ، صرفا پوششی مجازی است که از حقیقتی محافظت می کند و غنای درونی وسربسته آن تعیین کننده جوهر و هستی راستین بنا است و قابل قیاس با وجوهات و فضای بیرونی نیست .
درون گرایی در جستجوی حفظ حریم محیطی است که در آن شرایط کالبدی با پشتوانه تفکر ، تعمق و عبادت به منظور رسیدن به اصل خویش و یافتن طمانینه‌ی خاطر و آرامش اصیل در درون ، به نظمی موزون و متعالی رسیده است . به طور اعم و بر اساس تفکر شرقی و در سرزمینهای اسلامی ؛ جوهر فضا در باطن است و حیاط درونی ، به وجود آورنده اساس فضا است

فرم بنا

برودت بسيار زياد هوا در بخش عمده اي از سال ، در نواحي سرد و كو هستاني باعث شده است تا حداكثر استفاده از تابش آفتاب ، بهره گيري از نوسان روزانه دما ، حفظ حرارتي و جلو گيري از باد سرد زمستاني در فضاهاي مسكوني امري ضروري گردد . لذا فرم بنا در جهت مقابله با سرماي شديد طراحي و اجرا مي شود . در ادامه ، به توضيح خصوصيات كلي فرم بنا در اين اقليم خواهيم پرداخت .

1. ساختمان هاي درون گرا با حياط مركزي

بناهاي سنتي در اقليم سرد مانند نواحي مركزي فلات ايران داراي حياط مركزي بوده و ساير قسمت ها دورتادور اين حياط چيده مي شوند . اتاق هاي واقع در سمت شمال حياط بزرگتر از ساير قسمت ها و تالار يا اتاق اصلي نشيمن خانه نيز در اين سمت حياط واقع شده است تا از تابش مستقيم و حرارت آفتاب در فصل سرد زمستان استفاده كنند . جبهه جنوبي ساختمان به دليل كوتاه و معتدل بودن فصل تابستان كمتر به كار گرفته مي شود . لذا اتاق هاي جنوبي و اتاق هاي شرقي و غربي – در صورت وجود – به عنوان انباري يا فضاهاي خدماتي همچون اتاق خدمه يا سرويس هاي بهداشتي كاربرد دارند .

برخلاف مناطق معتدل و مرطوب سواحل جنوبي درياي خزر ، خانه هاي اين مناطق ، اغلب داراي زير زميني با سقف كوتاه در پائين زمستان نشين هستند كه به علت خنكي هواي آن ، در تابستان براي سكونت و آسايش ساكنان خانه به كار مي رود .

2. استفاده از ايوان و حياط كوچك در بنا

از آنجايي كه در بيشتر روزهاي سال در مناطق كوهستاني سرد ويا بسيار سرد است اكثر فعاليت هاي روزمره در اتاق ها انجام مي پذيرد . لذا ابعاد حياط ها در اين مناطق قدري كوچكتر از نواحي فلات مركزي ايران است .

ساختمان ها در اين اقليم داراي ايوان اند ولي عمق آنها نسبت به ايوان هاي مناطق جنوبي كشور به مراتب كمتر مي باشد و همانند ايوان هاي منطقه خزر ، كاربرد نشيمن ندارند و صرفا جهت حفظ ورودي ها ي بنا از برف و باران استفاده مي شوند .

نكته ديگر پائين بودن كف حياط بناهاي اقليم سرد به اندازه 1 تا 1.5 متر از سطح پياده روهااست تا بتوان آب جاري در نهر ها و جويها را بر باغچه حياط يا آب انبار واقع در زير زمين سوار نمود و از سوي ديگر ، زمين مانند عايق حرارتي اطراف بنا را احاطه كرده ، مانع از تبادل حرارتي بين بنا و محيط پيرامون آن و باعث حفظ حرارت درون ساختمان مي شود .

3. پلان ، فرم بنا و نحوه قرار گيري آن

در حوزه اقليمي سرد و كوهستاني ، بناها داراي پلان و بافت متراكم مي باشند . فرم بنا بايد به گونه اي باشد كه سطح تماس آن را با سرماي خارج كمتر نمايد تا حرارت كمتري از درون به بيرون انتقال يابد . لذا از احجامي نظير مكعب يا مكعب مستطيل استفاده مي نمايند تا نسبت سطح خارجي بنا به حجم داخلي آن كاهش يابد و آن را در حداقل ممكن نگه دارد .

ساختمان ها بين 20 درجه به طرف غرب و 45 درجه به سمت شرق و در سايه باد يكديگر و خارج از سايه آفتاب هم ، در محور شمالي – جنوبي مستقر مي شوند .

4. اتاق هاي كوچك با ارتفاع كم

در نواحي سرد و برفي ، بايد از ايجاد اتاق ها و فضاهاي بزرگ داخل بنا اجتناب نمود چرا كه با افزايش سطح تماس آنها با فضاي سرد بيروني ، گرم كردن اين فضاي وسيع مشكل خواهد بود .

بنابراين در اين مناطق سقف اتاق ها را پائين تر از اتاق هاي مشابه در ساير حوزه هاي اقليمي در نظر مي گيرند تا حجم اتاق كاهش يابد و سطح خارجي نسبت به حجم بنا حداقل گردد . ارتفاع كم سقف در تالار ها و اتاق هاي مهم و طاق راسته ها و حجره هاي بازارهاي اين مناطق نيز مشهور است .

5. بازشوهاي كوچك

در اين مناطق براي جلو گيري از تبادل حرارتي بين داخل و خارج بنا از بازشوهاي كوچك و به تعداد كم استفاده مي كنند . در صورت بزرگ بودن پنجره ها ، استفاده از سايبان الزامي است . بازشوها در ضلع جنوبي براي استفاده هر چه بيشتر از تابش آفتاب ، بزرگتر و كشيده تر انتخاب مي شوند . همچنين از استقرار بازشوها در جهت بادهاي سرد بايد اجتناب نمود . پنجره هاي دو جداره نيز براي رساندن تبادل حرارتي به حداقل ممكن مناسب ترند . در ضمن به منظور جلوگيري از ايجاد سوز در داخل و خروج حرارت داخلي به خارج ساختمان ، ميزان تعويض هواي هواي داخل وتهويه طبيعي را بايد به حداقل ممكن رساند .

در مقايسه با اقليم گرم و خشك ابعاد بازشوها در اين حوزه اقليمي براي استفاده از انرژي حرارتي حاصل از تابش آفتاب افزايش يافته است .

6. ديوارهاي نسبتا قطور

قطر زياد ديوارها نيز به نوبه خود از تبادل حرارتي بين فضاي داخلي بنا و محيط بيروني ساختمان جلوگيري مي كند . معيارهاي معماري اقليم سرد و كوهستاني و گرم و خشك تقريبا مشابه است و تنها تفاوت آنها در منابع حرارت دهنده مي باشد كه در اقليم گرم و خشك اين منبع از سمت بيروني بنا و در اقليم سرد از سمت داخل فضا مي باشد . لذا بايد در اين اقليم به كمك مصالح بنايي قطر ديوارها را زياد نمود تا اين جداره بتواند به عنوان منبع ذخيره حرارت داخل بنا عمل نمايد .

ديوارهاي قطور ، گرما و حرارت تابش آفتاب روزانه را در طول شب حفظ و به تعديل دماي داخل ساختمان كمك مي نمايد . در معماري بومي اين مناطق تا حد ممكن تلاش مي شود تا به شكل طبيعي يا يا با استفاده از بخاري و گرماي ناشي از حضور افراد ، پخت وپز يا حضور حيوانات ، بنا را گرم نمود .

7. بام هاي مسطح

ابن يه سنتي در كوهپايه هاي شمالي سلسله كوههاي البرز داراي بام هاي شيب دار و در مناطق كوهستاني غالبا مسطح هستند .

بام هاي شيب دار در صورت مناسب بودن پوشش آن به مراتب از بام هاي مسطح بهترند چرا كه آب باران را به سهولت از روي بام دور مي كنند . ولي در صورت كاهگلي بودن پوشش بام ، قدرت آن در برابر رطوبت و باران و به ويژه برف بسيار تضعيف خواهد شد . چرا كه آب ناشي از ذوب تدريجي برف وارد سقف كاهگل مي گردد و بنا مرطوب و نم دار مي گردد . به همين دليل به محض بارش برف ، آن را از روي چنين بامي پارو مي كنند و با غلتكي سنگي و كوچك ، بام را دوباره غلتك مي كشند تا پوشش كاهگلي آن مجددا متراكم و سوراخ هاي ايجاد شده در اثر نفوذ آب مسدود گردند .

انتخاب بام هاي مسطح در اقليم سرد مشكلي ايجاد نمي نمايد چرا كه با نگهداري برف بر روي بام ازآن به عنوان عايق حرارتي در مقابل سرماي زياد هواي خارج كه چندين درجه كمتر از درجه حرارت برف است استفاده مي شود و همچنين فضاي زير اسكلت خرپا كه كاربرد انباري دارد ، عايق مناسبي بين فضاي داخل و خارج بنا خواهد بود . لذا دو جداره بودن سقف بنا در اين اقليم براي حفظ گرماي بنا حائز اهميت است .

 

 

نوع مصالح

مصالح مورد استفاده در ابنيه سنتي در مناطق سرد و كوهستاني مانند ساير حوزه هاي اقليمي از مصالح موجود در آن اقليم است. اين مصالح بايد از ظرفيت و مقاومت حرارتي خوبي برخوردار باشند تا گرماي بنا را در فضاي داخلي آن حفظ نمايد .

لذا بدنه اين ابنيه از سنگ ( يا چوب ، ملات كاهگل ، خشت و آجر ) و پوشش سقف و بام از تير هاي چوبي و كاهگل مي باشد . از سنگ و مصالح مقاوم و سنگين براي براي پي سازي بنا استفاده مي كنند و در برخي نقاط ، كرسي چيني با مصالح سنگين جهت جلو گيري از رطوبت به كار مي رود ، هر چند ابنيه اين مناطق ، به طور كلي ، بر روي زمين بنا مي شوند .

در اين رابطه مي توان از شهر جوانرود و روستاهاي اطراف آن واقع در منطقه غربي رشته كوه زاگرس و در 95 كيلو متري شمال غرب كرمانشاه نام برد . در اين منطقه ساختمانهاي سنگي ، سيمايي موزون و هماهنگ به كل بافت شهر و همچنين به بافت روستاها داده است . سنگ كه به وفور در اين منطقه كوهستاني وجود دارد و به صورت لاشه و يا قواره در ديوارهاي قطور ساختمان ها به كار مي رود . در اين منطقه اقليمي سرد و نسبتا پر باران ، بام ساختمان ها مسطح و با تير چوبي و كاهگلي پوشيده شده است . هر چند كه بام اغلب ساختمان ها هاي جديد در جوانرود داراي خرپاي چوبي و پوشش شيرواني است .

 

كالبد شهري و روستایی

بافت شهري و روستايي حوزه اقليمي سرد و كوهستاني در جهت مقابله با سرماي شديد شكل گرفته است . ويژگي هاي بافت شهري و روستايي در اين اقليم عبارتند از :

1. بافت متراكم و فشرده

2. فضاهاي كوچك و محصور

3. بهره گيري از جهات آفتاب و زمين ( به عنوان عوامل تعيين كننده ي جهت استقرار و گسترش شهر و روستا و سيماي آنها )

4. معابر باريك به موازات خط تراز زمين

با توجه به شرايط اقليمي منطقه سرد و كوهستاني در ايران به منظور جلوگيري از اتلاف حرارتي و كوران هوا ، بنا ها به صورت متراكم و فشرده و متصل و در كنار هم ساخته مي شوند تا سطح تماس فضاهاي گرم مسكوني با محيط سرد خارج كاهش يابد . همچنين بنا ها طوري كنار هم قرار مي گيرند كه يكديگر را محصور نمايند و فضاهاي شهري تا حد امكان كوچك شوند تا نفوذ جريان باد سرد به داخل فضاهاي شهري كم گردد و تابش حرارت از سطح خارجي ديوارهاي گرم ابنيه به فضاهاي كوچك و محصور شهري ، هواي سرد آنها را تعديل نمايد .

نكته قابل مشاهده ديگر در اين نوع شهرها ، طراحي معابر كم عرض و باريك براي استفاده بهتر از حرارت و جلوگيري از تبادل گرما و سرما است . معمولا در اين نوع اقليم ، مجتمع هاي زيستي در وسط دامنه بلندي ها و رو به جنوب و در داخل زمين يا روي آن به منظور بالا بردن ظرفيت حرارتي ديواره هاي بدنه شمالي و افزايش حجم داخلي نسبت به سطح بيروني ، استقرار مي يابند . در واقع در صورت استقرار روستا در پائين دره اولا خطر سيل خيزي و نابودي روستا وجود خواهد داشت . ثانيا نفوذ هواي سرد سنگين به دره ها باعث افزايش شدت سرما به هنگام شب خواهد شد . ثالثا جبهه شمالي كوه همواره در سايه قرار گرفته و سرد مي باشد در حاليكه روستاها و شهر ها بايد جهت حداكثر استفاده از تابش خورشيد ، رو به دره و در آفتاب بنا گردند . رابعا به علت فزوني ناهمواري هاي زمين و شدت باد در بالاي كوه و دسترسي به منابع آبي و رود خانه ها كه در قسمت پائين ارتفاعات جاري هستند ، استقرار بافت روستايي و شهري بر بالاي كوه صحيح نمي باشد

 

شیوه های هنر و معماری ایران و جهان

 

 

 

 

شیوه های هنر و معماری ایران و جهان

هنر و معماری در جهان پهناور اسلام دارای چهار "دبستان" یا شیوه ی بنیادی است. البته شیوه های فرعی دیگری در برخی کشورهای اسلامی مانند اندونزی نیز قابل بررسی است. این چهار شیوه چنین هستند:

1-شیوه ی مصری: این شیوه از معماری کهن مصر ریشه گرفته است و در کشورهای اسلامی شرق آفریقا،مصر،سودان و کشورهای پیرامونی تا حجاز را در بر می گیرد که در آنجا با شیوه ی شامی برخورد می کند.

2-شیوه ی شامی: این شیوه از هنر و معماری بیزانس ریشه گرفته و کشورهای سوریه،فلسطین،لبنان و اردن و بخشی از ترکیه را در بر می گیرد و دارای ویژگی های مشترکی با شیوه ی مصری است. این شیوه در عربستان با شیوه ی مصری هم در آمیخته شد و دستاورد آنها ساختمانهایی است که امروزه در مکه و مدینه دیده می شود.

3-شیوه ی مغربی:که شیوه ای بسیار پیشرفته و چشمگیر است و در برگیرنده ی کشورهای مراکش امروز،الجزایر و جنوب اسپانیا می باشد.

در این شیوه مسلمانان ایرانی سهم بسزایی داشته اند.2 شیوه ی مغربی یکی از شیوه های ارزشمند هنر و معماری اسلامی است. این شیوه بعدها به دو شاخه شد،یکی در شمال آفریقا بر جای ماند و دیگر اندلس پاگرفت. در جنوب اسپانیا،پس از گشایش آن به دست مسلمانان،ساختمانهای ارزشمندی مانند کاخ الحمرا در غرناطه ساخته شد و همه پژوهندگان باور دارند که این شیوه تأثیر بسیاری روی هنر و معماری اروپا داشته است.شاخه ی اندلسی پخته تر از شاخه ی مغربی شد.گرچه هر دو یک خاستگاه داشتند.

4-شیوه ی ایرانی: این شیوه از همه ارزشمندتر و گسترده تر بوده و در برگیرنده ی کشورهای میانرودان(عراق)،ایران،افغانستان،پاکستان،جمهوری های فرارودی (ماورالنهر)ازبکستان،تاجیکستان و... تا هند و اندونزی می باشد و همچنین شیخ نشین های پیرامون خلیج فارس(همچون عمان)و همه سرزمینهایی که ایرانیان در گسترش اسلام در آنها پیشگام بوده اند.

این نوشته درباره ی شیوه ی ایرانی و دگرگونی هایی است که در طول سه یا چهار هزار سال در معماری ایران رخ داده است. (در کتاب سبکشناسی معماری ایرانی نوشته ی زنده یاد دکتر محمد کریم پیرنیا، تلاش شده افزون بر بررسی روش ها و شیوه هایی که معماران ایرانی به کار برده اند،منطق و انگیزه کار آنها و نکات درست و نادرست نیز بررسی شود.

روشن است که پیشرفت فن ساختمان نسبت به شرایط زمانه سنجیده می شود. به گفته ی دیگر،در شرایط ویژه یک دوره با ویژگی های اجتماعی خاص آن و دسترسی به ساختمایه(مصالح)خاص و ...از چه روش هایی بهره گیری شده است و چرا؟ برای نمونه چرا معماران گذشته از عنصر ساختمانی ویژه ای چون گنبد،چنین گسترده بهره گیری می کردند.

سبک شناسی معماری ایرانی در طی شش شیوه بررسی می شود که در طول تاریخ کهن این کشور به گونه ی شگفتی پیوسته به دنبال هم پدیدار شده اند.هر هنری بیشتر بر پایه ی خاستگاه خود خوانده می شد. برای نمونه در شعر،شیوه ی عراقی،شیوه ی خراسانی و... پیدا شده و در قالی بافی هم بافت کاشان،بافت اصفهان و... گفته می شود. در معماری هم می توان این شش سبک را بر پایه ی خاستگاهشان نام گذاری کرد و آنها را چنین نامید:پارسی و پارتی از پیش اسلام،خراسانی،رازی،آذری و اصفهانی از پس از اسلام. در بخش های آینده،این شیوه ها جداگانه بررسی می شود

اصول کلاسیک معماری ایران

هنر و معماری ایران از دیرباز دارای چند اصل بوده که به خوبی در نمونه های این هنر نمایان شده است.این اصول چنین هستند:مردم واری،پرهیز از بیهودگی،نیارش،خودبسندگی و درون گرایی.

 

مردم واری

مردم واری به معنای رعایت تناسب میان اندام های ساختمانی با اندامه های انسان و توجه نیازهای او در کار ساختمان سازی است.معماری همیشه و همه جا هنری وابسته به زندگی بوده و در ایران بیش از هر جای دیگر.چنانکهآرایش معماری نیز هماره به دست زندگی بوده و در هر زمان روش زندگی بوده که برنامه ی کار معماری را پی ریخته است.

مردم واری در اندام(فضا)های ساختمان و اجزاء آن چنین نمایان می شود که برای نمونه اتاق سه دری که بیشتر برای خوابیدن به کار می رود،به اندازه ای است که نیاز یک خانواده را برآورده کند.اجزایی چون درو پنجره،تاقچه،رف و نیز پستویی که برای انبار رختخواب به کار می رفته نیز اندازه هایی مناسب داشتند.

معماری ایرانی افراز(بلندا)درگاه را به اندازه ی بالای مردم می گرفته و روزن و روشندان را چنان می آراسته که فروغ خورشید و پرتو ماه را به اندازه ی دلخواه به درون سرای آورد.

پهنای اتاق خواب به اندازه ی یک بستر بوده و افراز تاقچه و رف به اندازه ای است که نشسته و ایستاده به آسانی در دسترس باشد.روزن بالای پنجره یا گلجام معمولاً دارای شیشه های رنگی به رنگهای زرد لیمویی و آبی بوده که این شیشه ها را از غرابه های شکسته به دست می آورند.برای جلوگیری گرما به درون،از ارسی(گشاده یا باز)بهره می بردند یا دیوار و آسمانه (سقف)را دو پوسته می ساختند تا لایه ی پنام (عایق) جلوگیر گرما باشد.

اگر خوابگاه ایرانی اندازه ای خرد و در خور گسترش یک یا دو بستر داشته،در برابرش تالار و سفره خانه ای با شکوه و پهناور بوده است.اگر خوابگاه خرد بوده،از آن خداوند خانه بوده و شایسته نبوده بیگانه ای به آن راه یابد،امام تالار،باید که شایسته پذیرایی مهمان گرامی باشد.

 

پرهیز از بیهودگی

در معماری ایران تلاش می شده کار بیهوده در ساختمان سازی نکنند و از اسراف پرهیز می کردند. این اصل هم پیش از اسلام و هم پس از آن مراعات می شده است. در قرآن کریم آمده "مومنان،آنانکه از بیهودگی روی گردانند"(سوره ی مومنون،آیه سوم.)

اگر در کشورهای دیگر،هنرهای وابسته به معماری مانند نگارگری(نقاشی)و سنگتراشی،پیرایه(آذین)به شمار می آمده، در کشور ما هرگز چنین نبوده است.گره سازی با گچ و کاشی و خشت و آجر و به گفته ی خود معماران،"آمود" و اندود بیشتر بخشی از کار بنیادی ساختمان است. اگر نیاز باد در زیر پوشش آسمانه (سقف)،پنامی (عایقی) در برابر گرما و سرما ساخته شود یا افراز بنا که ناگزیر پرو پیمون است و نمی تواند به دلخواه معمار کوتاهتر شود،تنها با افزودن کاربندی می توان آنرا کوتاهتر و "بِاندام" و مردم وار کرد. اگر اُرسی(باز) و روزن با چوب یا گچ و شیشه های خرد و رنگین گره سازی می شود. برای این است که در پیش آفتاب تند و گاهی سوزان،پناهی باشد تا چشم را نیازارد و اگر گنبدی از تیزه تا پاکار با کاشی پوشیده می شود تنها برای زیبایی نیست. وانگهی باید دانست که واژه ی "زیبا" به معنای "زیبنده بودن" و تناسب داشتن است نه قشنگی و جمال.

در زیگورات چغازنبیل از 1250 پیش از میلاد،می توان کاربرد کاشی را دید. در این ساختمان،اِزاره دیوارها را با کاشی آبی آمود کرده اند. چون هنگام رفت و آمد مردم،برخورد به پای دیوار بیشتر بوده است،و چون خشت در برابر باران آسیب می دیده،نمای ساختمان را با آجر پوشانده اند.

معماران ایرانی در جاهایی که مردم در آن بر زمین می نشستند و به دیوار تکیه می زدند،برای افزایش پایداری ازاره دیوار،آنرا با اندودی از گچ که با کتیرا آمیخته شده بود،تا بلندی یک گز(هر گز برابر 66/106 سانتیمتر)اندود می کردند که رویه ای سخت به دست می آمد،به گونه ای که خراشیدن آن دشوار بود.ازاره بیرونی ساختمان را هم بیشتر با سنگ کار می کردند.

همچنین از کاشی در آمود گنبدها بهره گیری می کردند و آنرا پر از نقش و نگار می کردند. این تکه های رنگی کاشی،آسانتر تعمیر و بازسازی می شدند.کاشی عمر زیادی ندارد و پس از زمانی از جا کنده شده و فرو می ریزد،به ویژه در جاهایی که برف و یخ هم باشد. اگر رویه ای یکرنگ باشد،بازسازی بخش کنده شده دشوار می شود و کار دو زنگ در می آید.ولی هنگامی که تکه تکه و چند رنگ باشد کار آسانتر است.

 

نیارش

واژه ی"نیارش"در معماری گذشته ی ایران بسیار به کار می رفته است.نیارش به دانش ایستایی،فن ساختمان و ساختمایه (مصالح)شناسی گفته می شده است.

معماران گذشته به نیارش ساختمان بسیار توجه می کردند و آنرا از زیبایی جدا نمی دانستند.آنها به تجربه به اندازه هایی برای پوشش ها و دهانه ها و جرزها دست یافته بودند که همه بر پایه ی نیارش به دست آمده بود. "پیمون"،اندازه های خردو یکسانی بود که در هرجا در خور نیازی که بدان بود به کار گرفته می شد. پیروی از پیمون هرگونه نگرانی معمار را درباره ی نااستواری یا نازیبایی ساختمان از میان می برده،چنانکه یک گِلکار نه چندان چیره دست در روستایی دور افتاده می توانست با به کار بردن آن،پوشش گنبدی را به همان گونه انجام دهد که معمار کار آزموده و استاد پایتخت.معماران همراه با بهره گیری از پیمون و تکرار آن را در اندازه ها و اندام ها،ساختمان ها را بسیار گوناگون از کار در می آوردند. هیچ دو ساختمانی یکسان در نمی آمد و هر یک ویژگی خود را داشت،گرچه از یک پیمون در آنها پیروی شده بود.

 

خود بسندگی

معماران ایرانی تلاش می کردند ساختمایه ی مورد نیاز خود را از نزدیک ترین جاها به دست می آوردند و چنان ساختمان می کردند که نیازمند به ساختمایه ی جاهای دیگر نباشد و "خودبسنده" باشند. بدین گونه کار ساخت با شتاب بیشتری انجام می شده و ساختمان با طبیعت پیرامون خود"سازوارتر" در می آمده است و هنگام نوسازی آن نیز همیشه ساختمایه ی آن در دسترس بوده است.

معماران ایرانی بر این باور بودند که ساختمایه باید "بوم آورد" یا "ایدری"(اینجایی) باشد. به گفته ی دیگر فرآورده (محصول) همان جایی باشد که ساختمان ساخته می شود و تا آنجا که شدنی است از امکانات محلی بهره گیری شود.

برای نمونه در ساخت پارسه(تخت جمشید)،بهترین را از یک کان(معمدن)در نزدیکی دشت مرغاب به دست می آوردند و با ارابه های چوبی به پارسه می رساندند. این سنگ را بیشتر برای روکش دیوارهای ستبرخشتی به کار می بردند.فرآوردن خشت نیز کاری بسیار ساده بوده است.

معماران ایران تا آنجا که می شد تلاش داشتند ساختمایه ی مرغوب به کار برند و با بهترین گونه ی خاک،گچ،آهک و سنگ کار می کردند.اگر فرآوردن و آماده ساختن آن از همانجا شدنی نبود،از جای دورتر بهره می گرفتند.برای نمونه چون خاک پیرامون شیراز،"ریگ بوم" بود،به کار آجر ساختن نمی خورد،پس خاک رُس بهتر از لار یا از خان خوره(آبادای میان را اصفهان) به دست می آوردند.یا در کناره ی کویر،چون خاک شوره دار بود،آجر خوبی به دست نمی آمد.پس هنگام کار این آجرها را میان چند رج خشت می چیدند و برای از میان بردن شوره ی آنها،دوغابی به نام "فرش آهک" به کار می بردند که با ماسه ی نرم درست می شد.

نمونه ی دیگر از خودبسندگی و بهره گیری از امکانات موجود،در ساخت میانسرای(حیاط) گود یا "باغچال"یا گودال باغچه در خانه ها بود.برای گودکردن ساختمان و دسترسی به آب،ناگزیر باید خاکبرداری فراوانی می شد.در تهران،آب روگذر بود و از آن برای پرکردن آب انبارها بهره می بردند.در کاشان،زواره و نایین آب زیرگذر بود،برای همین میانسرا را چنان گود می ساختند که تنه ی درختان باغچه در گودی پنهان می شد.معماران خاک برداشته شده را دوباره در همان ساختمان به کار می بردند.گود شدن ساختمان به ایستایی تاق ها نیز کمک می کرد.چون زمین،پشت بند در برابر رانش بود.

باز برای نمونه،در محله ی شارستان یزد،زمین تا ژرفای دو متری از جنس خاک رُس و پایین تر از آن،جنسی به نام"چلو" یا"کرشک" است که لایه ای بسیار سخت است. معماران خاک رُس را برداشته و روی لایه ی سخت،با همان خاک ساختمان می ساختند.

یکی از نکات مهم در معماری ایران این است که اساساً یکی از انگیزه های بنیادی در ساخت آسمانه خمیده ی تاقی و گنبدی و بهره گیری گسترده از آنها،این بوده که چوب مناسب برای ساختمان سازی در همه جا یافت نمی شده است.ولی فرآوردن خشت و آجر ساده بود.معماران هم دست به نوآوری هایی زدند که با خشت و آجر بتوان دهانه های بزرگ را پوشاند.آنها گونه های فراوانی از چفد مازه دار و تیزه دار را به کار گرفتند.

از چفد مازه دار در زیگورات چغازنبیل و از چفد تیزه دار در سد درودزن شیراز بهره گیری شده است.تاق و گنبد را می شد با خشت که ساختمایه ای ناپایدار است هم ساخت.برای نمونه،آسمانه یخچالهای سنتی،گنبد بستو بوده که با خشت ساخته می شده،چون بسیار کمتر از آجر،گرمای بیرون را از خود می گذراند.این گنبدهای خشتی بسیار هم پایدار بودند.(در زمین لرزه ی طبس،ساختمان های بتنی پیش فشرده ویران شدند،ولی یخچالها که با گنبد کلنبو ساخته شده بودند بر جای ماندند.)

بدین گونه شاید بتوان انگیزه ی بنیادی بهره گیری از تاق و گنبد در معماری ایران را باور به "خودبسندگی" در ساختمان سازی دانست.

 

درونگرایی

اصولاً در ساماندهی اندام های گوناگون ساختمان به ویژه خانه های سنتی،باورهای مردم،بسیار کارساز بوده است. یکی از باورهای مردم ایران ارزش نهادن به زندگی شخصی و حُرمت آن و نیز عزت نفس ایرانیان بوده که این امر به گونه ای معماری ایران را درون گرا ساخته است.

معماران ایرانی با ساماندهی اندامهای ساختمان در گرداگرد یک یا چند میانسرا،ساختمان را از جهان بیرون جدا می کردند و تناه یک هشتی این دو را به هم پیوند می داد.خانه های درونگرا در اقلیم گرم و خشک،همچون بهشتی در دل کویر هستند،فضای درونگرا مانند آغوش گرم بسته است واز هر سو رو به درون دارد.

سر در این خانه ها دارای دو سکو بود و درها دارای دو کوبه ی جدا ویژه ی مردان و زنان. دو دالان یکی از بخش بیرونی و دیگری از بخش اندرونی خانه به هشتی راه داشتند. اندرونی جایگاه زندگی خانواده بوده و بیگانگان بدان راه نداشتند،بیرونی،ویژه ی مهمانان و بیگانگان بود که جداگانه پذیرایی می شدند و گاهی معمانان در بالاخانه (اتاق روی هشتی) که به اندرونی نزدیک بود پذیرایی می شدند.

بخش بیرونی،آذین های بیشتری نسبت به اندرونی داشت.معماران حتی در ساختمانهای برونگرا مانند کوشک میان باغ ها،نیز درونگرایی را پاس می داشتند. کوشک ها ساختمانهایی برونگرا بودند که گرداگرد آنها باز بود و از هر سو به بیرون باز می شدند.بیشتر خانه های غربی یا شرق آسیا چنین هستند.اگر این ساختمان ها را در یک میانسرای بزرگ هم بسازند باز هم برونگرا هستند.ولی کوشک باغ دلگشای شیراز با اینکه ساختمانی برونگرا است،ولی در آیگاه(ورودی)غیر مستقیم دارد.

خانه های برونگرا در برخی سرزمینهای ایران نیز ساخته می شود.مانند کردستان،لرستان و شمال ایران ولی در سرزمین ها میانی و گرم و خشک ایران،خانه های درونگرا،پاسخ در خوری برای خشکی هوا،بادهای آزاردهنده،شن های روان و آفتاب تند هستند.

 

برخی از اصول معماری ايرانی

1- درون گرايی

درون گرايی مفهومي است که به صورت يک اصل در معماری ايران وجود داشته است و با حضوری آشکار ، به صورتهای متنوع ، قابل درک و مشاهده است .

ويژگی معماری غير قابل انکارآثار و ابنيه ای مانند خانه ، مسجد ، مدرسه ، کاروانسرا ، حمام و غيره مربوط به خصوصيت درون گرايانه آن است که رپيشه ای عميق در مبانی و اصول اجتماعی – فلسفي اين سرزمين دارد .

با يک ارزيابی ساده مي توان دريافت که در فرهنگ اين نوع معماری ، ارزش واقعی به جوهر و هسته باطنی آن داده شده است و پوسته ظاهری ، صرفا پوششی مجازی است که از حقيقتی محافظت مي کند و غنای درونی وسربسته آن تعيين کننده جوهر و هستی راستين بنا است و قابل قياس با وجوهات و فضای بيرونی نيست .

درون گرايي در جستجوی حفظ حريم محيطی است که در آن شرايط کالبدی با پشتوانه تفکر ، تعمق و عبادت به منظور رسيدن به اصل خوپيش و يافتن طمانينه خاطر و آرامش اصيل در درون ، به نظمي موزون و متعالي رسيده است .به طور اعم و بر اساس تفکر شرقي و در سرزمينهای اسلامي ؛ جوهر فضا در باطن است و حياط درونی ، به وجود آورنده اساس فضا است .

امر توجه به مسايل درونی بر اساس فرهنگ ، نوع زندگی ، آداب و رسوم و جهان بينی شکل گرفته است که همراه با مسايل مادی ، جغرافيايي ، اقليمي معنای نهايي خود را بدست آورده است . معنايي که از فطرت خود انسان نشات گرفته است .

2- مرکزيت

ويژگی موازی با مساله درون گرايي ، مرکزيت در فضای معماری است . سير تحول عناصر پراکنده (کثرت ها) به وحدت مرکزی در اغلب فضاهای معماری

دنيای اسلام به چشم مي خورد . حياط خانه ها ، مساجد ، مدرسه ها و کاروانسرا ها هسته های تشکيل دهنده اين تفکر و رساندن عناصر عملکردی يا جزئيات ميانه و دور به مرکز جمع کننده تنوع ها و گونه گونی ها مي باشند . اين فضای درونی مرکزی که گاه مي تواند چيزی غير از حياط مرکزی باشد تظيم کننده تمام فعاليت ها بوده و اصل و مرکز فضا را در قسمتی قائل است که نقطه عطف و عروجی استثنايي در آن رخ مي دهد .

3- انعکاس

در اغلب فضاهای معماری ايران منظره کلي حاصل از شکل گيری عناصر کالبدی ، به وجود آورنده کليتی بصری است که از اجزای آن در قالب محوربندی های حساب شده و منظم ، چهارچوبی را تشکيل مي دهند که در ان شکل و تصوير به کمال مي رسد . اجزای ترکيبی در محورهای افقي و عمودی همواره رشد صعودی داشته و به منظور دستيابی به مرکزيت ديد  (تصوير ) خط حرکت عمودی در فضاهای باز به طرف آسمان و نور تنظيم مي شود که پيوند معماری ، نور، آسمان و انعکاس را به عنوان نتيجه بصری به دست مي دهد .

انسان در گردش محوری خود به طرف جهاتت مختلف اين کليت فضايي منسجم را حس مي کند که گويای نظام فکری منظمي است که در آن ، مرکزيت فضا و زمين در مرکزيت (توحيد) آشتی دهنده عوامل اتصال زمين و آسمان است .

قسمت دوم

3- پيوند معماری با طبيعت

 همدلي و احترام به طبيعت ريشه های عميق فرهنگی دارد و هم زيستی مسالمت آميز انسان ، معماری و طبيعت در معماری سنتی ايران کاملا مشهود است . اشارات فراوان در کتاب آسمانی درباره گياه ، نور و اجزای طبيعت و در نهايت تمثيل بهشتی آن موجب شده است که در معماری ايران حضور طبيعت به طور همه جانبه باشد و فضاهای نيمه باز نيمه بسته در يک روند سلسله مراتبی به نحوی در کنار يکديگر قرار گرفته باشند که گويي هميشه انگيزه احترام و حفظ نعمتهای الهي را پاس مي دارند که در قلب طبيعت و اجزای عناصر آن تجلي کرده است .

6- هندسه

مورد بسيار مهم در درک معماری های شرق ، ايران و تمدن های زير پوشش فلسفه و فرهنگ اسلامي، نحوه بر خورد با مقوله هندسه در بيان افکار و انديشه ها ست . بدون شک زمان بيان معماری های جهان در هندسه استوار است و از طريق روابط ان مي توان کليت کالبدی را آشکار کرد .

اما بحث ما تفاوت هندسه منشعب از جهان بينی فرهنگی  کشور های شرقي است . در هنر و معماری اسلامي هندسه دارای اهميت و مفهوم ويژه است و گسترش خود را در فلسفه و راه حيات مي جويد و تجلي گاه افکار الهي و عقلانی و ادراک جهان هستی است .در هندسه اين سرزمين بحث علم و رشد رياضی اعداد و ترکيبات پيچيده جبر همراه با حس شهودی بوده است و اين دو که تکميل کننده آثار هنری محسوب مي شوند جدايي ناپذيری هنر (حس) و علم (عقل) را در تمدن های غنی و در جهان اسلام نشان مي دهند

7- شفافيت و تداوم

نقطه مقابل مفهوم فضای بسته و تمام شده ، مفهوم شفافيت و تداوم قرار دارد و در چنين فضايي ، مسير حرکت انسان و يا نگاه او در تداومي پيوسته صورت مي گيرد ، به طوری که گشاپيش های فضايي در خطوط افقي و عمودی موجب شفافيت (transparency)در لابلای ديوارها و ستون ها مي گردد که دور نما و منظر نهايي در افق لایتناهي و مستهيل مجددا جان و جلوه تازه به خود مي گيرد .

در لابلای بدنه بناهای معماری ايران فضا هيچ گاه با قاطعیت مشخص نمي شود و ابهام ترکيبات پيچيده آن به دليل غنا بخشيدن به منظره ای است که نمي توان آن را در يک قالب محدود و تماميت يافته تفسير کرد . اين فضا حامل پيام ازپديده ای است که پديده ديگری در درون خود دارد و حرکت به سوی آن ، حرکتی به سوی بخش ديگر فضا است با کليت و جامعيتی گسترده

برخی از اصول معماری ایران

قسمت سوم

8- راز و ابهام

احساس عظمت معنوی در کمال سادگی و خلوص در تشکيل و ترکيب ابنيه ايران مد نظر قرار داشته  و سادگی ترکيبات اين هندسه پايه ولي غنی موجب پيداپيش ساختمان هايي شده است که پيام آن با درک ويژه حسی قابل دريافت است و توام با کليتی است که کمال خود را در منظر و تصويری کامل القا مي نمايد .

9- تعادل موزون / توازن احساس

در ايران به غير از مناطق مرطوب و بارانی شمال و غير از برخی مناطق خاص جنوبی ، با سرزمين نسبتا خشک و گاهي کويری مواجه هستيم که از لحاظ اقليمي دو تمهيد ويژه را مطرح مي کند : يکی حفاظت در برابر گرما و حرارت و ديگری به وجود آوردن خنکی ، جريان هوا ، دريافت آب و حفظ آب.

بسياری از عناصر معماری سنتی شهرهای کويری دليل وجودی خود را در مقابله با يک اقليم سخت بدست مي آورند ؛ همانند گنبد که زمان و سطح تابش آفتاب بر روی آن موجب مي شود که هميشه قسمتی از آن در سايه قرار گيرد و در داخل اين گنبد ، حرارت به صورت گردشی از دريچه فوقانی تخليه و رها شود . نمونه های ديگر شامل ديوارهای ضخيم خشتی يا فضاهايي چون تالار، ايوان ، زير زمين ، سرداب ، بادگير و مانند آن نيز در پيوند ارگانيک با طبيعت همزيستی مسالمت آميز داشته باشد ؟

ايوان، يکی ازعناصر ويژه معماری ايران که فضايي نيمه باز نيمه بسته مي باشد يکی ازتمهيدات عالي اين نوع نگرش وهمزيستی با طبيعت است.غير ازتنظيم منظر درقالب تصويری محاسبه شده،حضور ايوان،روشنايي ميانه(سايه روشن ها) رادربرگرفته و حد رابط بين فضای خارجی و داخلي است که در تعديل و تنظيم کيفيت هوا نيز کاملا موثر است.

جستجوی آبهای زير زمينی و به وجود آمدن شبکه قنات ها به همين منظور ، تامين آب حيات و پاکيزگی جسم و روح بوده است . با آب، درخت و گياه رشد مي کنند. جلوی بادهای شنی و آلودی های مختلف گرفته مي شود و آرامش سايه های طبيعی مهيا مي شود .نعمت آب ودرخت و گياه در منطقه کويری هميشه تمثلي ازبهشت بوده است که جويهای آب آن در چهار سو در حرکت بوده اند . در نتيجه خيلي روشن است که در معماری ايران اين بهشت جای و مکان خاصی داشته باشد و به شکلي مرکزی تمام فضاها را بهره مند نمايد .

پيرو شناسايي برخی ويژگی ها و عناصر تشکيل دهنده شکل و صورت معماری، در راستای تداوم بخشی به اصول طراحی معماری نکات زير قابل ملاحظه مي باشد .

مفاهيم و اصول معماری در طول تاريخ با فرهنگ يک سرزمين انتقال يافته تسری مي يابند.

شکل معماری با تبعیت از ويژگی های محيطی و فلسفي به وجود مي آيد و عامل زمان ، بعلت ماهيت دگرگون سازی ساختار زندگی انسان ، به عنوان رکن اصلي ، فضاهای جديد را شکل مي بخشد .

با توجه به اصل پايداری  مفاهيم جوهری مستتر در هر پديده ، مي توان اصول انسانی مذکور را در سير زمان حفظ نموده و از آن ها به عنوان مفاهيم بنيادی و اساسی به مثابه منبع الهام، استفاده کرد.

در وفاداری به فرهنگ و هنر يک سرزمين ، حفظ و تکرار اشکال گذشته مورد نظر نبوده و در طراحی و هنر ، نگاه پويا و خلاق از ضرورت های اوليه متقدم به شمار مي آيد . صورت برگردان معنی گذشته لزوما ديگر در روند زندگی فعال کاربرد ندارد و نيازمند ايجاد صور جديد پيرو مفاهيم پايدار است .

معماری ، انتقال دهنده معنی است و نه شکل .

پرداختن به معماری به اصطلاح علمي ، به معنای اين نيست که بايد الزاما از فلسفه علم گرا و عقلانی فرهنگ های بيگانه تقليد کرد .

هنر والا با تقليد سر و کار ندارد و اثری که فاقد پويانی ، نوآوری ، احساس حقيقت و خلاقيت زمان خوپيش باشد بدون شک فاقد اعتبار بوده و به هيچ وجه راه گشا نيست .

شکل تثبيت شده ای برای برگردان مفاهيم فرهنگ وجود ندارد و برای اعتلا و پيشبرد هنر و معماری يک سرزمين ميتوان با بهره جستن از نو آوری هوشمندانه به اين اهداف متعالي نائل آمد.

شکل ، دارای مفاهيم (semiologic) و تمثيلي(symbolic) است و ساختمان ترکيبی عناصر معماری ، نمي تواند خارج از شناخت های فرهنگی به طور انتزاعی و مجرد حرکت نمايد .

تجربه هنر و معماری مدرن (بين المللي) که قطع رابطه بين محيط ، تاريخ و سنت بوده ، نشانه بارزی از يک تجربه شکست خورده است که در آن دو عامل محيط و فرهنگ به نام نوآوری ناديده گرفته شده است .

نشانه و نماد را مي توان در کليه پديده های به وجود آمده و تمدن بشری مشاهده کرد . فلسفه ، ادبيات ، علم ، هنرو... نگاه پويا به عنوان زبان جديدی معماری قادر به استخراج اين علائم است .

معماری دارای دو رکن اصلي فرهنگی و علمي است و هرگاه در سير زمان يکی از ارکان سست و ضعيف گردد ، نتيجه حاصله ناکافي و ناتمام رشد مي نمايد . در اين رشته (معماری) علم مهندسی و احساس خلاق ، دو بال اساسی ابداع اثر بوده و احاطه و تسلط و توجه به هر دو زمينه از ضروريات پايه اين علم و هنر مي باشد .

 

 

 

 

درون گرايي :

اقليم و فرهنگ ايراني در اولين جايي كه مي تواند خود را به ديگران نشان دهد معماري سنتي ايران است ، درونگرايي شايد يكي از اولين اصولي است كه هر معمار سنتي ايراني بدون توجه به ديگر نيازها آن را ناخودآگاه رعايت كرده و در طراحي معماري خود بكار مي برد ، درونگرايي را از همان تمدنهاي اولية ايراني مشاهده مي كنيم و پس از اسلام هم شاهد رعايت اين اصل به صورت فراوان هستيم. حفظ حريم خصوصي و مسالة محرمانه بودن فضاها ، از دير باز در فرهنگ ايراني مطرح بود ، هر چند كه گاهي شاهد اين هستيم كه مسأله حفظ حريم را به بعد از اسلام نسبت مي دهند ولي ما حتا در كاخهاي هخامنشي هم اين اصل را به كثرت مي بينيم.
داراب ديبا علاوه بر بيان درونگرايي به عنوان اصلي از معماري در بيان مفهوم اين اصل مي نويسد :" درون گرايي مفهومي است كه به صورت يك اصل در معماري ايران وجود داشته و با حضوري آشكار ، به صورت هاي متنوع ، قابل درك و مشاهده است. ويژگي معماري غير قابل انكار آثار و ابنيه اي مانند خانه ، مسجد ، مدرسه ، كاروانسرا ، حمام و غيره به خصوصيت درون گرايانه آن است كه ريشه اي عميق در مباني و اصول اجتماعي ـ فلسفي اين سرزمين دارد. ... درون گرايي در جستجوي حفظ حريم محيطي است كه درآن شرايط كالبدي با پشتوانة تفكر ، تعمق و عبادت به منظور رسيدن به اصل خويش و يافتن طمأنينه خاطر و آرامش اصيل در درون ، به نظمي موزون و متعالي رسيده است.[1] "
پيرنيا از درونگرايي به عنوان يكي از 5 اصل معماري ايراني نام مي برد ، وي در تشريح اين اصل چنين مي نويسد : " اصولاً در ساماندهي اندام هاي گوناگون ساختمان و بويژه خانه هاي سنتي ، باورهاي مردم ، بسيار كارساز بوده است. يكي از باورهاي مردم ايران ارزش نهادن به زندگي شخصي و حرمت آن و نيز عزت نفس ايرانيان بوده كه اين امر بگونه اي معماري ايران را درونگرا ساخته است.
معماري ايراني با ساماندهي اندامهاي ساختمان در گرداگرد يك يا چند ميانسرا ، ساختمان را از جهان بيرون جدا مي كردند و تنها يك هشتي اين دو را به هم پيوند مي داد. خانه هاي درونگرا در اقليم گرم و خشك ، همچون بهشتي در دل كوير هستند ، فضاي درونگرا مانند آغوش گرم بسته است و از هر سو رو به درون دارد. ... اندروني جايگاه زندگي خانواده بود و بيگانگان بدان راه نداشتند ، بيروني ، ويژة مهمانان و بيگانگان بود كه جداگانه پذيرايي مي شدند و گاهي مهمانان در بالاخانه ( اتاق روي هشتي ) كه به اندروني نزديك بود پذيرايي مي شدند.
... خانه هاي برونگرا در برخي سرزمينهاي ايران نيز ساخته مي شود ، مانند كردستان ، لرستان و شمال ايران ولي در سرزمينهاي مياني و گرم و خشك ايران ، خانه هاي درونگرا ، پاسخ درخوري براي خشكي هوا ، بادهاي آزار دهنده ، شن هاي روان و آفتاب تند هستند.[2] "
" بيشتر كساني كه به بررسي معماري ايراني پرداخته اند. بر توجه خاص در اين معماري به اصل درونگرايي تأكير كرده اند ، كه البته علل و انگيزه هاي متفاوتي را براي آن برشمرده اند. اين انگيزه ها را مي توان در دو گروه جاي داد :
الف ) انگيزه ها و علت هاي مادي ( امنيت ، اقليم و ... )
ب ) درونگرايي به عنوان نوعي تفكر و جهان بيني

 

بررسي اقليمي ، معماري و كاربرد كاروانسراها


خلاصه: بررسي اقليمي، معماري و كاربرد كاروانسرا ها . توضيح انواع آن ها و پراكنش جغرافيايي آن ها، نحوه كار كرد و كاربرد و نحوه اجرا و مصالح آن ها.



1- مقدمه
كاروانسرا ها، مهمان خانه هاي بين راهي كشور ايران در طي قرون متمادي گذشته بوده و سابقه آن به دوره هخامنشي يعني بيش از دو هزار و پانصد سال قبل مي رسد. در مسير راه هاي مهم بين شهري، كاروانسرا ها به فاصله مسافتي كه كاروان در يك روز مي توانسته طي كند، ساخته مي شده است.
به دليل خشكي نسبي آب و هوا در بخش عمده اي از كشور ايران و دور بودن شهر ها و آبادي ها از يكديگر، وجود نقاطي جهت استراحت و تهيه آذوقه در بين راه، امري حياتي و ضروري بوده و بدون وجود اين ايستگاه ها، طي طريق و ارتباط بين مناطق مختلف كشور غير ممكن بوده است.
از آنجايي كه در دوره پيش از اسلام، خصوصاً در زمان پادشاهي هخامنشي، وسعت مملكت ايران بسيار زياد بوده و كنترل اين امپراطوري وسيع احتياج به خطوط ارتباطي منظم و مطمين داشته، مورخين يونان باستان مانند هرودت و گزنفون از وجود راه هاي امن و كاروانسرا هاي خوب در ايران خبر مي دهند. هرودت در مورد راه هاي امپراطوري هخامنشي مي نويسد: «واحد مقياس راه ها پرسنگ است و به مسافت هر چهار پرسنگ منزلي تهيه شده موسوم به ايستگاه؛ در اين منازل مهمان خانه هاي خوب بر پا گرديده.»
در دوره حكومت اشكاني و ساساني نيز وجود راه هاي امن و كاروانسرا هاي مناسب امري ضروري براي اداره كشور پهناور ايران در اين دوره تاريخي بوده است. خصوصاً از آنجايي كه ايران در مسير تجارت بين المللي بين خاور دور از يك سو و سواحل مديترانه و اروپا از طرف ديگر قرار داشته و بخش عمده اي از مسير تجاري جاده ابريشم از سرحدات شمالي ايران مي گذشته، تامين امنيت و رفاه بازرگانان در اين مسير طولاني كه منبع درآمد مهمي براي دولت بوده، امري لازم و ضروري بوده است.
از دوره پادشاهي هخامنشي و اشكاني كاروانسراي شناخته شده اي در ايران باقي نمانده است، ولي از زمان ساسانيان تعداد معدودي كاروانسرا باقي مانده كه الگوي كاروانسرا هاي بعدي در دوره اسلامي قرار گرفته است. از قديمي ترين كاروانسرا هاي ايران مي توان از كاروانسراي دروازه گچ نام برد. پايه ها و بخشي از ديوار هاي اين كاروانسرا كه با سنگ و آهك ساخته شده هنوز باقي است. اين بنا داراي يك حياط مركزي و تعدادي دالان در اطراف حياط است.
ماكسيم سيرو در كتاب خود به نام «كاروانسرا هاي ايران و ساختمان هاي كوچك ميان راه» مي نويسد: «در اواخر دوران ساساني دو نوع كاروانسرا در سرزمين ايران شناخته مي شد. يكي از آنها شامل حياطي بوده كه در اطرافش يك نوع دالان عريضي براي چهارپايان ساخته بودند مانند كاروانسراي دروازه گچ .... نوع دوم شامل تالار هاي مستطيلي است كه در اطراف حيات مركزي قرار گرفته اند و اين از خصوصات كاروانسرا هاي ايراني است .... در آن كاروانسرا هاي نوع اول مسيله اقامت مسافران تقريباً ناديده گرفته شده است» .در دوره اسلامي پلان اين دو نوع كاروانسرا به نحو بسيار منطقي اي تلفيق مي شود به صورتي كه در اطراف حياط مركزي، اطاق هاي كاروانيان و در پشت آنها دالان هاي عريضي براي نگهداري چهارپايان احداث مي گردد و مانند بناي كاخ هاي اشكاني و ساساني، در اغلب كاروانسرا ها در اطراف حيات مركزي دو و يا چهار ايوان مي سازند. اين سبك كاروانسرا هاي ايراني مورد تقليد بسياري از كشور ها مانند پاكستان، افقانستان، هند و نواحي آسياي ميانه قرار گرفته است.

2- شكل كاروانسرا در اقليم هاي مختلف ايران
گرچه حياط مركزي شكل غالب كاروانسرا هاي ايران است، ولي در مورد اين نوع ابنيه نيز مانند ساختمان مساجد و مدارس، با توجه به اقليم هر منطقه از ايران، گوناگوني هاي مختلف جهت تطبيق با شرايط اقليمي از لحاظ فرم و نوع مصالح ديده مي شود.

2-1- كاروانسرا در سواحل جنوبي درياي خزر
تعداد كاروانسرا ها در سواحل جنوبي درياي خزر در مقايسه با ساير مناطق اقليمي ايران نسبتاً كمتر است. در اين سواحل بارندگي زياد، شرايط آب و هوايي معتدل، آباد بودن كل منطقه، جمعيت نسبتاً زياد و بر خلاف ساير مناطق اقليمي ايران، نزديك بودن مراكز جمعيت، جملگي باعث شده تا نيازي به كاروانسرا هاي بين راهي به تعداد بسيار نباشد. با توجه به كاروانسرا هاي باقي مانده مشاهده مي شود كه اغلب كاروانسرا ها در اين منطقه در مسير ارتباطي بين فلات مركزي ايران و شهر هاي اين سواحل بوده است.
همچنين مشاهده مي شود كه كاروانسرا ها در اين سواحل به تبعيت از فرم كلي كاروانسرا ها در مناطق گرم و خشك ايران، به صورت بنايي با حياط مركزي ساخته شده است. در اينجا بايد گفت كه اگرچه فرم حياط مركزي با فضاي محصور داخل حياط كه امكان كوران هوا در داخل اطاق ها و اصطبل ها را كاهش مي دهد، از لحاظ اقليمي براي اين منطقه چندان مناسب نيست؛ ولي از جهت ايمني و حفاظت از بنا در مقابل راهزنان و مهاجمان، فرم بسته و كاملاً محصور كاروانسرا منطقي و صحيح مي باشد.
با وجودي كه فرم كلي بنا كاملاً محصور مي باشد، ولي محل استقرار مسافران به صورت ايوان است و به اين ترتيب كوران هوا كه امري ضروري جهت تامين آسايش انسان در اين اقليم است، تا حدي براي مسافران فراهم بوده است.
در اين منطقه نوسان درجه حرارت در طي شبانه روز و همچنين در طي سال نسبت به مناطق مركزي ايران بسيار كمتر است؛ و لذا اين ايوان ها مي توانسته در اغلب مواقع سال مورد استفاده مسافران قرار گيرد. البته تعدادي اطاق نيز براي مواقعي كه هوا سرد بوده و يا براي استفاده افراد متشخص ساخته شده است. سكو هاي داخل اصطبل ها نيز در مواقع سرد سال مي توانسته جهت استراحت مورد استفاده افراد عادي قرار گيرد .

از لحاظ فرم قوس ها و طاق ها نيز همانند كاروانسرا هاي مناطق مركزي ايران، از قوس هاي جناغي و طاق و تونيزه و طاق كلمبه براي احداث اين كاروانسرا ها استفاده مي شده و به احتمال بسيار زياد، اين كاروانسرا ها توسط معماران و بنايان شهر هاي فلات مركزي ايران ساخته شده است. نوع مصالح مورد استفاده نيز بر خلاف مصالح بومي كه عمدتاً چوبي و الياف گياهي بوده، از مصالح پايدار مانند آجر و سنگ و ملات هايي از نوع آبي مانند آهك و ساروج كه در مقابل رطوبت و بارندگي مقاوم مي باشند، بوده است.

2-2- كاروانسرا ها در كرانه شمالي خليج فارس و درياي عمان
اگرچه در اين سواحل اكثر امور تجاري از طريق راه هاي آبي بوده، ولي انتقال كالا از بنادر به داخل كشور نياز به جاده و بالطبع كاروانسرا داشته و كاروانسرا هاي نسبتاً زيادي بين بنادر خليج فارس و درياي عمان و شهر هاي مركزي ايران وجود داشته است. اين مطلب تا به امروز عينيت دارد و ملاحظه مي شود كه در حال حاضر نيز جاده هاي ارتباطي از بنادر جنوبي كشور به شهر هاي مركزي ايران بسيار بهتر و مجهزتر از جاده هاي موجود بين بنادر اين كرانه مي باشد.
جهت فراهم نمودن شرايط آسايش در اين منطقه، احتياج به كوران هوا و سايه مي باشد. لذا در رابطه با فرم كالبدي كاروانسرا هاي اين سواحل مشاهده مي شود كه «اين كاروانسرا ها عموماً فاقد حياط مركزي بوده و شامل بنايي چهارگوش است با اطاق مركزي صليبي شكل و اطاق هاي جانبي. يك سكوي سنگي دورادور ساختمان ساخته شده و همه اطاق ها به خارج بنا راه دارند.» به اين طريق كوران دو طرفه هوا در فضاي داخل كاروانسراميسر مي گرديده است.
البته اين نوع كاروانسرا ها در عهد صفويه ساخته شده اند و آقايان «يوسف كياني» و «ولفرام كلايس» كه دو جلد كتاب بسيار ارزنده در مورد كاروانسرا هاي ايران به رشته تحرير درآورده اند اظهار مي كنند كه پس از دوره صفويه كه آرامش نسبي سياسي ايران از بين رفت و ناامني بر بخش هاي زيادي از كشور حكم فرما شد «تغييراتي در اين نوع كاروانسرا ها به وجود آمد، مثلاً در چهار گوشه بنا برج هاي دفاعي ساخته شد و يا راه دالان ها به خارج مسدود گشته است.» و لذا در مواقع ناامني، حفاظت از جان و مال مسافران مهمتر از تامين شرايط آسايش فيزيكي آنها بوده است.
در اين كاروانسرا ها آب انبار در خارج از كاروانسرا و آب مورد نياز آن مانند ساير آب انبار هاي اين سواحل، از طريق جمع آوري آب باران تامين مي شده است.

2-3- كاروانسرا در نواحي كوهستاني و مرتفع
كاروانسرا ها در نواحي سرد كوهستاني جهت مقابله با سرماي شديد زمستان، غالباً فاقد حياط مركزي بوده اند و به جاي حياط مركزي، داراي يك تالار وسيع جهت اسكان مسافران و در اطراف آن دالان هاي سرتاسري به منظور نگهداري چهارپايان بوده اند .
خصوصيات كالبدي اين گونه كاروانسرا ها كه بر اثر شرايط اقليمي و به منظور حفظ حرارت در داخل ساختمان شكل گرفته، به طور كلي بدين قرار است:
1- نسبت ارتفاع به طول و عرض اطاق ها كم مي باشد، مخصوصاً ارتفاع اصطبل در اكثر موارد بسيار كوتاه است تا احتياج به سوخت كمتري جهت تامين حرارت باشد.
2- با قرار دادن تالار مركزي و يا اطاق هاي مسافران در وسط ساختمان و اصطبل ها در اطراف آن، فضاي اصطبل به عنوان فضاي حايل بين محيط گرم داخل كه بايد در حد آسايش انسان باشد و محيط سرد خارج عمل مي كند.
3- فضاي بخاري و آتشدان در اين كاروانسرا ها نسبت به ساير كاروانسرا ها بسيار بزرگتر بوده و اهميت بيشتري دارد. معمولاً در فضاي مركزي بنا يك يا چند آتشدان بزرگ جهت تامين حرارت مورد نياز مسافران قرار داشته و در قسمت اصطبل نيز براي چهارپايان بخاري هاي ديواري به مقياس كوچكتر وجود داشته است. البته جثه نسبتاً بزرگ چهارپايان و تعداد زياد آنها باعث گرم شدن هواي اصطبل مي گرديده و بخاري هاي اصطبل فقط در مواقعي كه سرماي خارج زياد بوده روشن مي شده است.
4- پايه ها و ديوار هاي اين كاروانسرا ها اكثراً سنگي است كه از محيط اطراف كاروانسرا تهيه مي شده و مصالح مورد استفاده در طاق هاي قوسي بعضي از كاروانسرا ها مانند كاروانسراي شبلي، آجري ، و بعضي ديگر مانند كاروانسراي امامزاده هاشم و كاروانسراي گامبوش، سنگي مي باشد . لذا از آنجايي كه طاق ها با مصالح بنايي ساخته مي شده، احتياج به پايه ها و ديوار هاي قطور جهت تحمل بار طاق ها بوده و در نتيجه جرم حرارتي كالبد اين كاروانسرا زياد مي باشد كه خود در جهت تعديل دماي داخل ساختمان در طي شبانه روز و همچنين كاهش تبادل هدايتي حرارت بين داخل و خارج ساختمان بسيار موثر است.
5- از جهت رعايت ايمني در مقابل مهاجمان و دزدان قلعه، اين كاروانسرا ها كاملاً محصور و به شكل مكعب مستطيل نزديك بوده اند و در نتيجه سطح تماس پوسته خارجي ساختمان با فضاي خارج كاهش يافته و تبادل حرارتي كمتري بين داخل و خارج بنا صورت مي گيرد.
6- بعضي از كاروانسرا ها مانند كاروانسراي گامبوش ، تا نيمه در داخل زمين قرار گرفته اند كه اين نيز در جهت كاهش سطح تماس فضاي گرم داخل و محيط سرد خارج تاثير بسزايي دارد.
7- بازشو هاي اين ساختمان ها بسيار اندك و كوچك مي باشند و در ورودي بنا غالباً از طريق يك هشتي در مقابل سرماي خارج محافظت مي شود. بدين ترتيب هواي كمتري از داخل به خارج ساختمان و بالعكس جابجا مي گردد. لازم به ذكر است كه هميشه سعي بر اين بوده كه در ورودي كاروانسرا در مقابل باد هاي سرد زمستاني قرار نداشته باشد.
8- در اكثر اين كاروانسرا ها چند دريچه در بالاي طاق ها قرار داشته و نور و تهويه مورد نياز ساختمان از اين طريق تامين مي شده است. البته در شب ها و در مواقع طوفاني اين دريچه ها بسته مي شده است.

2-4- كاروانسرا در دشت هاي فلات
زيباترين، مجلل ترين، وسيع ترين و بيشترين تعداد كاروانسرا ها در دشت هاي فلات ساخته شده و اكثر قريب به اتفاق آن ها داراي يك حياط مركزي و دو و يا چهار ايوان بزرگ در جوانب حياط مي باشند. در اين كاروانسرا ها اطاق مسافران در اطراف حياط مركزي و اصطبل ها در پشت اطاق مسافران احداث شده است.
اطاق مسافرين معمولاً چند پله بالاتر از حياط بوده تا هم از ورود آب و گل به درون اطاق ها جلوگيري شود و هم از گرد و خاك كف حياط قدري دورتر باشند. در اطاق ها و حياط، ايواني به عرض حدوداً دو متر قرار داشته. مساحت اطاق ها غالباً از ده الي دوازده متر مربع تجاوز نمي كرده است. نور و تهويه اطاق ها از طريق بازشوي در ورودي و بعضاً پنجره آن تامين مي شده است.
استاد محمد كريم پيرنيا نقل كرده اند كه اين اطاق ها در نداشته اند و در تابستان بازشوي آن توسط پارچه و در زمستان توسط زيلو پوشيده مي شده است. در اكثر اطاق ها، خصوصاً در كاروانسرا هاي مناطق شمالي، بخاري ديواري براي گرم كردن فضاي اطاق و پخت و پز وجود داشته است.
بهترين و بزرگترين اطاق ها يا در پشت ايوان اصلي و يا در چهار زاويه كاروانسرا احداث مي شده است. ايوان رويروي در ورودي با اطاق مجلل پشت آن غالباً شاه نشين و بهترين اطاق كاروانسرا بوده است. بعضي از كاروانسرا ها مانند كاروانسراي شرف در جاده سرخس - مشهد از دوره سلجوقي داراي دو حياط بوده كه يكي مختص عامه مردم و ديگري جهت اشخاص معتبر بوده است .
در بيابان از بابت اجاره هجرات كاروانسرا ها چيزي از مسافر نمي گيرند و در شهر ها وجه دريافت مي دارند كه خيلي مختصر است.
معمولاً كاروان داخل كاروانسرا نمي شود، به جهت اينكه گنجايش اين همه جمعيت را ندارد و از حيوان و آدم در هر كاروانسرا بيش از يكصد سوار، نمي تواند منزل نمايد. همين كه وارد مي شوند هر كس حق دارد براي خود يك حجره انتخاب نمايد. غني و فقير يكسان هستند و تفاوت درجه و مرتبه در اين مكان ها منظور نمي شود."
در بعضي از كاروانسرا ها خدمات جنبي نيز ارايه مي شده است؛ مانند كاروانسراي مهيار كه داراي آسياب، نمازخانه، نانوايي، چايخانه و يك بازارچه بوده ؛ و يا كاروانسراي ميبد كه داراي بازارچه، آب انبار، يخچال و يك چاپارخانه در مجاور آن بوده. بعضي از كاروانسرا ها مانند كاروانسراي علي آباد علاوه بر تاسيسات فوق داراي حمام نيز بوده است.
كاروانسرا هاي واقع در دشت هاي فلات نيز مانند ساير كاروانسرا ها جهت ايمني همانند يك قلعه ساخته مي شدند و غالباً داراي ديوار هاي بلند و چهار برج در چهار گوشه بنا و يك دروازه حفاظت شده در قسمت ورودي بوده اند. شب ها در كاروانسرا بسته مي شده است.

اين شكل درون گرا و كاملاً محصور كاروانسرا در اقليم گرم و خشك ايران يك مزيت اقليمي است و پوسته خارجي بنا كه به جز بازشو ورودي، كاملاً بسته مي باشد، فضا هاي داخل ساختمان را در مقابل باد هاي كويري و شرايط نامساعد اقليمي محافظت مي كند. در داخل حياط اين كاروانسرا ها كه با مصالح بنايي مانند خشت، آجر و سنگ ساخته مي شده، مانند يك خازن حرارتي در تعديل دماي ساختمان در طي شبانه روز بسار موثر بوده است.

در بعضي از كاروانسرا ها واقع در حاشيه كوير مانند كاروانسراي اردكان، كاروانسراي زين الدين و كاروانسراي جوكار بادگير هايي براي تهويه هوا و خنك نمودن فضاي داخل ساختمان در ماه هاي گرم ساخته شده است.
احداث كاروانسرا فقط مختص به خارج از شهر نبوده، بلكه در داخل شهر نيز براي اقامت مسافران و تجار كاروانسرا هايي احداث مي گرديده. البته اكثر كاروانسرا هاي مجاور بازار جنبه كاملاً تجاري پيدا مي كرده و تجار عمده هر صنفي در يكي از كاروانسرا هاي مجاور يا داخل بازار فعاليت مي كردند.

كاروانسرا هايي كه جنبه اقامتي - تجاري داشته اند مانند كاروانسراي مادرشاه در اصفهان و يا مهمان خانه بزرگ شاه عباسي در كاشان، تفاوت هايي با كاروانسرا هاي خارج شهر داشته اند.

 

+ نوشته شده در  87/10/12ساعت 14:46  توسط شهرام ابراهیم پور  | 

گزارش کار نرم افزار

برای ترسیم منحنی نقاط توپوگرافی برداشت شده از یک منطقه از این نرم افزار استفاده خواهیم کرد.

برای کار در این محیط ابتدا باید یک پروژه تعریف شود که به روش زیر عمل خواهیم کرد.

 

تعریف پروژه:

ابتدا از منوی file گزینه new را انتخاب می کنیم که صفحه زیر باز می شود.

 

و بعد گزینهok را کلیک می کنیم که صفحه زیر باز خواهد شد.

قسمت prototype را meters  قرار می دهیم و در قسمت name  یک نام برای پروژه وارد میکنیم و روی گزینه ok کلیک می کنیم و در پنجره newdravin: project based یک نام وارد می کنیم ودر گزینه browse مسیری را که می خواهیم پروژه ذخیره شود را وارد می کنیم و بعد گزینه ok را کلیک می کنیم و بعد yes را می زنیم که پنجره زیر ظاهر خواهد شد

 

در پنجره بالا جلوی گزینه use point names تیک گذاشته و بعد روی گزینه ok کلیک می کنیم که پنجره زیر ظاهر خواهد شد.

و در پنجره بالا روی گزینه next کلیک می کنیم که پنجره زیر باز می شود  

 

و بعد در پنجره units گزینه های liner units و angle units و angle display style را بر حسب تنظیمات دوربین تنظیم میکنیم و بعد گزینه next را کلیک می کنیم که پنجره دیگری به صورت زیر باز می شود

و این پنجره را بر اساس مقیاس پروژه خواسته شده تنظیم می کنیم و دوباره گزینه next را می زنیم که پنجره زیر ظاهر خواهد شد

 

در این مرحله UTM-WGS را انتخاب کرده و گزینه next را کلیک می کنیم که پنجره زیر باز میشود

و در پنجره orientation بدون هیچ تغییراتnext  می کنیم که پنجره ای به صورت زیر باز می شود.

و این پنجره را بعد از تنظیم next می کنیم که پنجره بعدی به صورت زیر باز می شود.

 

باز هم گزینه next را می زنیم

و در  پنجره save seting که برای اتمام تنظیمات می باشد روی گزینه finish کلیک می کنیم که پنجره زیر باز می شود

در پنجره بالا که اطلاعات تنظیم شده مربوط به پروژه را نشان می دهد روی گزینه ok کلیک می کنیم که مرحله تعریف پروژه به اتمام می رسد

تغییر نوار ابزار

برای تغییر نوار ابزار که در نقشه برداری کار برد دارد ابتدا از منوی projects گزینه meno palettes را انتخاب می کنیم و گزینه surver 2004 را انتخاب می کنیم و گزینه  load را کلیک می کنیم.

فراخوا نی نقاط:

برای این منظور از منوی point وارد گزینه import/export point می شویم و پنجره

Import points  را باز می کنیم که به صورت زیر ظاهر می شود.

 

در پنجره صفحه قبل format را بر اساس format  نقاط برداشت شده که در not pad تنظیم شده انتخاب می کنیم اگر مختصات نقاط را بصورت xyz و کد و شماره نقطه برداشت کرده باشیم و بین نقاط اگر به جای کاما از فاصله استفاده کرده باشیم از فرمت PENZD(space delimited) استفاده خواهیم کرد و این فرمت ها بسته به کار هر کس فرق خواهد کرد و در مقابل source file مسیری را که نقاط ذخیره شده انتخاب می کنیم و گزینه ok را کلیک می کنیم و به پنجره دیگر به صورت زیر وارد می شویم.

 

در پنجره بالا تنظیمات خاصی را انجام نمی دهیم و گزینه ok را کلیک می کنیم و نرم افزار شروع به فراخانی نقاط می کند و برای اینکه تمامی نقاط بر روی صفحه دیده شود در قسمت command   z را به معنی zoom نقاط  وارد میکنیم و enter را زده و بعد E را به معنی همه نقاط وارد کرده و  enterرا میزنیم تا همه نقاط ظاهر شود.

 

برای تغییر رنگ و نمایش ارتفاع , شماره نقاط و کد نقاط  از منوی points گزینه edit points را انتخاب کرده و گزینه  display/properties را انتخاب کرده و در قسمت command  , all را وارد کرده و enter را می زنیم تا پنجره point display properties باز شود.

روی گزینه Text کلیک می کنیم تا پنجره به شکل بالا شود که ما در این محیط میتوانیم رنگ شماره نقطه, ارتفاع نقطه و کد نقطه را تغییرداده و نیز می توانیم با برداشتن یا گذاشتن تیک جلوی ارتفاع , شماره و کد نقاط می توانیم تعیین کنیم که بر روی نقشه  نمایش داده شود یا نه. و وقتی در همین پنجره بر روی گزینه marker کلیک کنیم صفحه ای به شکل زی باز می شود

وقتی پنجره به شکل بالا تغییر یافت می توانیم در custom marker symbol نوع نمایش نقاط را تغییر دهیم و همچنین در قسمت  superimposed مشخص کنیم که دور نقاط مربع باشد یا دایره و در قسمت  size می توانیم اندازه نقطه را تعیین کنیم توجه داشته باشیم که بعد از تغییرات باید ok را بزنیم تا تغییرات انجام شود و برای اینکه تغییرات بر روی نقاط اثر داشته باشد از منوی points گزینه inseytpoints to drawing را زده و all را در قسمت command وارد کرده و enterرا می زنیم

گروه بندی نقاط

برای گروه بندی نقاط از منوی point  گزینه point manajment را انتخاب می کنیم و پنجره point group manajer باز می شود که به صورت زیر می باشد

 

و به گزینه manager وارد می شویم و گزینه creat point group را انتخاب می کنیم که پنجره زیر باز میشود و نقاط را بر اساس کد گروه بندی می کنیم

برای REMOVE کردن نقاط از منوی  poiunt  گزینه remove from drawing را انتخاب میکنیم و در قسمت  command , yes را وارد کرده و  enter را می زنیم all را نیز وارد می کنیم تا کلیه نقاط انتخاب شود

توپوگرافی:

برای این منظور لایه ای با نام baundary ایجاد کرده و فعال می کنیم و سپس با دستور  polyline نقاط را در یک محدوده بسته قرار می دهیم و نکته اینکه در داخل این محدوده هر کجا که فضای خالی داشته باشیم به روش بالا محدوده می بندیم که به شکل زیر در می اید.

نکته:

برای تعیین مساحت در قسمت  command دستور area را وارد می کنیم و حرف o را به معنی  object (انتخاب محوده بسته) وارد کرده و enter را می زنیم محدوده خارجی را انتخاب می کنیم و در قسمت بالای command مساحت کل محدوده خارجی نمایش داده می شود (S=92746.19).

برای ترسیم منحنی روی منوی  terrain گزینه terrain model exporer را انتخاب می کنیم و بعد داخل همین پنجره روی گزینه terrain کلیک راست می کنیم و گزینه

 new surface creat را انتخاب کرده و surface1 را با زمی کنیم  و در داخل همین گزینه روی opoint groups کلیک راست می کنیم و add point groups را انتخاب کرده و گروه topo را که می خواهیم منحنی روی ان نقاط ترسیم شود را انتخاب کرده و ok می کنیم

و بعد روی گزینه boundries کلیک راست کرده و add boundary definition را انتخاب می کنیم و بعد boundary خارجی ترسیم شده دور نقاط را به حالت انتخاب در می اوریم b1 را در قسمت command وارد کرده و enter را می زنیم و بعد O (orter )   و به معنی خارجی را انتخاب می کنیم و yes را می زنیم.

اگر بخواهیم در boundary های داخلی منحنی ترسیم نشود به صورت زیر عمل می کنیم

یکی از boundary داخلی را به حالت انتخاب در اورده و b2 را وارد کرده وh hide)) و به معنی داخلی را انتخاب می کنیم و yes را می زنیم و اگر boundary های داخلی دیگری داشته باشیم برای انها نیز همین مراحل را تکرار می کنیم و روی صفحه کلید Esc را می زنیم که پنجره زیر باز می شود

 

برای اینکه نقاط عوارض نیز دارای منحنی میزان باشند بصورت زیر عمل می کنیم:

ابتدا یک لایه به نام عوارض باز کرده و فعال می کنیم و با دستور poiyline شروع به ترسیم عوارض می کنیم و از منو terrin گزینه  terrin model Explorer را انتخاب می کنیم و در قسمت  surface1 گزینه break lines را انتخاب کرده و کلیک راست می کنیم و گزینه define bypolyline را انتخاب می کنیم و بعد عوارض را به حالت انتخاب در اورده و enter را می زنیم وگزینه noرا انتخاب می کنیم که پنجره ای به شکل زیر باز می شود

 

 

 

 

و در پنجره بالا روی گزینه surface1 کلیک راست می کنیم و گزینه build را انتخاب کرده و ok را می زنیم که پنجره ای به شکل زیر باز می شود.

 

 

 

 

 

 

مثلث بندی نقاط

ازمنوی   terrin گزینه Edit surface را انتخاب می کنیم و بعد import 3D lines کلیک کرده و ok را می زنیم و نقاط بصورت زیر باز می شود

 

ترسیم منحنی میزان:

برای این منظور از منوی terrin گزینه create contours را انتخاب می کنیم و ok می کنیم و در قسمت command حرف y را وارد کرده و enter را می زنیم که منحنی نقاط به شکل زیر ترسیم می شود.

 

توجه داشته باشیم که ممکن است در بین نقاط تعدادی نقطه اشتباه باشد که برای حذف ان ها از TERRAIN گزینه EDIT SUFACE را انتخاب کرده و بعد delet point را می زنیم و سپس بعد از انجام تغییرات دوباره منحنی رسم می کنیم.

تنظیم تیزی منحنی( نرم کردن منحنی ):

از منوی terrin گزینه contours styl manager را انتخاب کرده و روی cotour appearance کلیک میکنیم که پنجره به شکل زیر تغییر می یابد و ما می توانیم در این محیط نرمی منحنی را تعیین کنیم

 

+ نوشته شده در  87/10/12ساعت 14:40  توسط شهرام ابراهیم پور  | 

کرمات امام حسین(ع)

 

در بيان فضائل و مناقب و مكارم اخلاق آن حضرت

حسن و حسین پسران پیغمبرند
شفاعت مردی گناهکار
سبب هفت تكبير در افتتاح نماز
بوی سیب از مرقد مطهر امام حسین(ع)
جامه های حسنین(ع) از طرف خازن جنت
سخاوت امام حسین(ع)
ناسزاگوئی عصام و روش نیکو و اخلاق برجسته امام حسین(ع)
باب موهبت به اندازه معرفت به مردم گشاده می شود
پینه هایی بر پشت مبارک امام حسین(ع)

از اربعين مؤذن و تاريخ خطيب و غيره نقل شده كه جابر روايت كرده كه رسول خدا صلي الله عليه و‌ آله فرمود: خداي تبارك و تعالي فرزندان هر پيغمبري را از صلب او آورد و فرزندان مرا از صلب من و از صلب علي بن ابيطالب (ع) آفريد، به درستي كه فرزندان هر مادري نسبت به سوي پدر دهنده مگر اولاد فاطمه كه من پدر ايشانم.

مؤلف گويد: از اين قبيل احاديث بسيار است كه دلالت دارد بر آنكه حسنين عليهماالسلام دو فرزند پيغمبر (ص) مي‌باشند و اميرالمؤمنين سلام الله عليه در جنگ صفين هنگامي كه حضرت حسين عليه السلام سرعت كرد از براي جنگ با معاويه فرمود باز داريد حسن را و مگذاريد كه به سوي جنگ رود چه من دريغ دارم و بيمناكم كه حسن و حسين كشته شوند و نسل رسول خدا منقطع گردد.

ابن ابي الحديد گفته: اگر گويند حسن و حسين پسران پيغمبرند، گويم هستند چه خداوند كه در آيه مباهله فرمايد: اَبنآ ناجُز حسن و حسين را نخواسته، و خداوند عيسي را از ذريت ابراهيم شمرده و اهل لغت خلافي ندارند كه فرزندان دختر از نسل پدر دخترند، و اگر كسي گويد كه خداوند فرموده است:

ما كان مُحَمَّدٌ اَبا اَحدٍ رِجالِكُمْ. يعني نيست محمد صلي الله عليه و آله پدر هيچيك از مردان شما در جواب گوئيم كه محمد را پدر ابراهيم ابن ماريه داني يا نداني بهر چه جواب دهد جواب من در حق حسن و حسين همان است.

همانا اين آية مباركه در حق زيد بن حارثه وارد شده چه او را به سنَّت جاهليت فرزند رسول خدا صلي الله عليه و آله مي‌شمرند و خداوند در بطلان عقيدت ايشان اين آيه فرستاد كه محمد صلي الله عليه و آله پدر هيچيك از مردان شما نيست لكن نه آنست كه پدر فرزندان خود حسنين و ابراهيم نباشد.

در جمله‌اي از كتب عامه روايت شده كه حضرت رسول صلي الله عليه و آله دست حسنين را گرفت و فرمود در حالي كه اصحابش جمع بودند:

اي قوم آنكس كه مرا دوست دارد و ايشان را و پدر و مادر ايشان را دوست دارد در قيامت با من در بهشت خواهد بود. و بعضي اين حديث را نظم كرده‌اند:

اَخَذَ اْلَّنبِيُّ يَدَ الْحُسيْن وَ صِنْوِهِ يَوْماً وَ قالَ وَ صَحبَتُهُ في مَجْمَعً

مَنْ وَدَّني يا قَومِ اَوْهذيْنِ اَو اَبَوَيهِما فَالْخُلْدُ مَسْكَنُهُ مَعي

-------------------
و روايت شده كه رسول خدا صلي الله عليه و آله حسنين را بر پشت مبارك سوار كرد حسن را بر اضلاع راست و حسين را بر اضلاع چپ و لختي برفت و فرمود بهترين شترها شتر شما است و بهترين سوارها شمائيد و پدر شما فاضلتر از شما است.

ابن شهر آشوب روايت كرده كه مردي در زمان رسول خدا صلي الله عليه و آله گناهي كرد و از بيم پنهان شد تا گاهي كه حسنين را يافت تنها، پس ايشان را برگرفت و بر دوش خود سوار كرد و به حضرت رسول صلي الله عليه و آله آورد و عرض كرد يا رسول الله اِنّي مُسْتَجيرٌ بِالله وَ بِهما يعني پناه آورده‌ام به خدا و اين دو فرزندان تو از آن گناه كه كرده‌ام، رسول خدا صلي الله عليه و آله چنان بخنديد كه دست به دهان مبارك گذاشت و فرمود بر او كه آزادي و حسنين را فرمود كه شفاعت شما را قبول كردم در حق او پس اين آيه نازل شد وَ لَوْ اَنَّهُمْ اِذْ ظَلَمُوا اَنْفُسَهُمْ الآيه.

و نيز ابن شهر آشوب از سلمان فارسي روايت كرده كه حضرت حسين عليه السلام بر ران رسول خداي صلي الله عليه و آله جاي داشت پيغمبر او را مي‌بوسيد و مي‌فرمود تو سيد پسر سيد و پدر ساداتي و امام پسر امام و پدر اماماني و حجت پسر حجت و پدر حجتهاي خدائي از صلب تو نه امام پديد آيند و نهم ايشان قائم آل محمد عليهم السلام است. و شيخ طوسي به سند صحيح روايت كرده است كه حضرت امام حسين عليه السلام دير به سخن آمد روزي حضرت رسول صلي الله عليه و آله آن حضرت را به مسجد برد و در پهلوي خويش بازداشت و تكبير نماز گفت امام حسين عليه السلام خواست موافقت نمايد درست نگفت حضرت از براي او بار ديگر تكبير گفت و او نتوانست باز حضرت مكرر كرد تا آنكه در مرتبة هفتم درست گفت به اين سبب هفت تكبير در افتتاح نماز سنت شد.

----------------------------

و ابن شهر آشوب روايت كرده است كه روزي جبرئيل به خدمت حضرت رسول صلي الله عليه و آله آمد به صورت دحية كلبي و نزد آن حضرت نشسه بود كه ناگاه حسنين عليهماالسلام داخل شدند و چون جبرئيل را گمان دحيه مي‌كردند به نزديك او آمدند و از او هديه مي‌طلبيدند، جبرئيل دستي به سوي آسمان بلند كرد سيبي و بهي و اناري براي ايشان فرود آورد و به ايشان داد. چون آن ميوه‌ها را ديدند شاد گرديدند و نزديك حضرت رسول صلي الله عليه و آله بردند حضرت از ايشان گرفت و بوئيد و به ايشان رد كرد. و فرمود كه به نزد پدر و مادر خويش ببريد و اگر اول به نزد پدر خود ببردي بهتر است. پس آنچه آن حضرت فرموده بود به عمل آوردند و به نزد پدر و مادر خويش ماندند تا رسول خدا صلي الله عليه و آله نزد ايشان رفت و همگي از آن ميوه‌ها تناول كردند و هرچه مي‌خوردند به حال اول برمي‌گشت و چيزي از آن كم نمي‌شد و آن ميوه‌ها به حال خود بود تا گاهي كه حضرت رسول «ص» از دنيا رفت و باز آنها نزد اهلبيت بود و تغييري در آنها بهم نرسيد تا آنكه حضرت فاطمه عليهاالسلام رحلت فرمود پس انار برطرف شد و چون حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام شهيد شد به برطرف شد و سيب ماند آن سيب را حضرت امام حسن عليه السلام داشت تا آنكه به زهر شهيد شد و آسيبي به آن سيب نرسيد، بعد از آن نزد امام حسين عليه السلام بود.

----------------------------

حضرت امام زين العابدين عليه السلام فرمود وقتي كه پدرم در صحراي كربلا محصور اهل جور و جفا بود آن سيب را در دست داشت و هرگاه كه تشنگي بر او غالب مي‌شد آنرا مي‌بوئيد تا تشنگي آن حضرت تخفيف مي‌يافت چون تشنگي بسيار بر آن حضرت غالب شد و دست از حيوه خود برداشت دندان بر آن سيب فرو برد چون شهيد شد هر چند آن سيب را طلب كردند نيافتند، پس آن حضرت فرمود كه من بوي آن سيب را از مرقد مطهر پدرم مي‌شنوم گاهي كه به زيارت او مي‌روم و هر كه شيعيان مخلص ما در وقت سحر به زيارت آن مرقد معطر برود بوي سيب را از آن ضريح منور مي‌شنود.

و از امالي مفيد نيشابوري مرويست كه حضرت امام رضا عليه السلام فرمود: برهنه مانده بود حضرت امام حسن و امام حسين عليهاالسلام و نزديك عيد بود پس حسنين عليهاالسلام به مادر خويش فاطمه عليهاالسلام گفتند اي مادر كودكان مدينه به جهت عيد خود را آرايش و زينت كرده‌اند پس چرا تو ما را به لباس آرايش نمي‌كني و حال آنكه ما برهنه‌ايم چنانكه مي‌بيني حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود اي نور ديدگان من همانا جامه‌هاي شما نزد خياط است هرگاه دوخت و آوَرد، آرايش مي كنم شما را به آن روز عيد و مي‌خواست به اين سخن خوشدل كند ايشان را، پس شب عيد شد ديگر باره اعاده كردند كلام پيش را، گفتند امشب شب عيد است پس چه شد جامه‌هاي ما؟ حضرت فاطمه گريست از حال ترحّم بر حال كودكان و فرمود اي نور ديدگان خوشدل باشيد هرگاه خياط آورد جامه‌ها را زينت مي‌كنم شما را به آن انشاءالله، پس چون پاسي از شب گذشت ناگاه كوبيد در خانه را كوبنده‌اي فاطمه عليهاالسلام فرمود كيست؟ صدائي بلند شد كه، اي دختر پيغمبر خدا بگشا در را كه من خياط مي‌باشم جامه‌هاي حسنين (ع) را آورده‌ام، حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود چون در را گشودم مردي ديدم با هيبت تمام و بوي خوش پس دستار بسته‌اي به من داد و برفت. پس فاطمه عليهاالسلام به خانه آمد گشود آن دستار را ديد در وي بود دو پيراهن و دو ذراعه و دو زير جامه و دو رداء و دو عامه و دو كفش، حضرت فاطمه عليهاالسلام بسي شاد و مسرور شد، پس حسنين عليهاالسلام را بيدار كرد و جامه‌ها را به ايشان پوشانيد پس چون روز عيد شد پيغمبر صلي الله عليه و آله بر ايشان وارد شد و حسنين را برداشت و به سوي مادرشان برد، فرمود اي فاطمه آن خياطي كه جامه‌ها را آورد شناختي؟ عرضه داشت نه به خدا سوگند نشناختم او را و نمي‌دانستم كه من جامه نزد خياط داشته باشم خدا و رسول داناترند به اين مطلب فرمود اي فاطمه آن خياط نبود بلكه او رضوان خازن جنت بوده و جامه‌ها از حلل بهشت بوده، خبر داد مرا جبرئيل از نزد پروردگار جهانيان.

------------------------------

و قريب به اين حديث است خبري كه در منتخب روايت شده كه روز عيد حسنين عليهاالسلام به حضور مبارك رسول خدا صلي الله عليه و آله آمدند و لباس نو خواستند جبرئيل جامه‌هاي دوختة سفيد براي ايشان آورد و حسنين (ع) خواهش لباس رنگين نمودند. رسول خدا صلي الله عليه و آله طشت آورد و حضرت جبرئيل آب ريخت حضرت مجتبي عليه السلام خواهش رنگ سبز نمود و حضرت سيدالشهداء عليه السلام خواهش رنگ سرخ نمود و جبرئيل گريه كرد و اخبار داد رسول خدا صلي الله عليه و آله را به شهادت آن دو سبط و اينكه حسن (ع) به زهر شهيد مي‌شود و بدن مباركش سبز شود و حضرت امام حسين (ع) آغشته به خون شهيد بود.

عياشي و غير او روايت كرده‌اند كه روزي امام حسن عليه السلام به جمعي از مساكين گذشت كه عباهاي خود را افكنده بودند و نان خشكي در پيش داشتند و مي خوردند چون حضرت را ديدند او را دعوت كردند حضرت از اسب خويش فرود آمد و فرمود: خداوند متكبران را دوست نمي‌دارد و نزد ايشان نشست و با ايشان تناول فرمود، پس به ايشان فرمود كه من چون دعوت شما را اجابت كردم شما نيز اجابت من كنيد و ايشان را به خانه برد و به جارية خويش فرمود كه هر چه براي مهمانان عزيز ذخيره كرده‌اي حاضر ساز و ايشان را ضيافت كرد و انعامات و نوازش كرده و روانه فرمود.

-------------------------------

و از وجود و سخاي آن حضرت روايت شده كه مرد عربي به مدينه آمد و پرسيد كه كريمترين مردم كيست؟ گفتند حسين بن علي عليه السلام، پس به جستجوي آن حضرت شد تا داخل مسجد شد ديد كه آن حضرت در نماز ايستاده پس شعري چند در مدح و سخاوت آن حضرت خواند. چون حضرت از نماز فارغ شد فرمود كه اي قنبر آيا از مال حجاز چيزي به جاي مانده است؟ عرض كرد بلي چهار هزار دينار فرمود حاضر كن كه مردي كه احق است از ما به تصرف در آن حاضر گشته، پس به خانه رفت و رداي خود را كه از برد بود از تن بيرون كرد و آن دنانير را در برد پيچيد و پشت در ايستاد و از شرم روي اعرابي از قلت زر از شكاف در دست خود را بيرون كرد و آن زرها را به اعرابي عطا فرمود و شعري چند در عذرخواهي از اعرابي خواند اعرابي آن زرها را بگرفت و سخت بگريست، حضرت فرمود اي اعرابي گويا كم شمردي عطاي ما را كه مي‌گريي، عرض كرد بر اين ميگريم كه دست با اين وجود و سخا چگونه در ميان خاك خواهد شد. و مثل اين حكايت را از حضرت اما حسين عليه السلام نيز روايت كرده‌اند.

مؤلف گويد كه: بسياري از فضائل است كه گاهي از امام حسن عليه السلام روايت مي‌شود و گاهي از امام حسين عليه السلام و اين ناشي از شباهت آن دو بزرگوار است در نام كه اگر ضبط نشود تصحيف و اشتباه مي‌شود.

---------------------------

و در بعضي از كتب منقولست از عصام بن المصطلق شامي كه گفت داخل شدم در مدينة‌ معظمه پس چون ديدم حسين بن علي عليه السلام را پس تعجب آورد مرا، روش نيكو و منظر پاكيزة او، پس حسد مرا واداشت كه ظاهر كنم آن بغض و عداوتي را كه در سينه داشتم از پدر او، پس نزديك او شدم و گفتم توئي پسر ابوتراب؟ (مؤلف گويد كه اهل شام از اميرالمؤمنين عليه السلام به ابوتراب تعبير مي كردند و گمان مي‌كردند كه تنقيص آن جناب مي‌كنند باين لفظ و حال آنكه هر وقت ابوتراب مي‌گفتند گويا حلي و حلل به آن حضرت مي‌پوشانيدند). بالجمله عصام گفت: گفتم به امام حسين (ع) توئي پسر ابوتراب؟ فرمود بلي. قال فَبالَغْتُ في شَتْمِهِ وِ شَتْم آبيِه

يعني هر چه توانستم دشنام و ناسزا به آن حضرت گفتم.

فَنَظَرَ اِلَيَّ نَظْرهَ عاطِفٍ رًؤُفٍ

پس نظري از روي عطوفت و مهرباني بر من كرد و فرمود:

اعوذ باللهِ مِنَ الشَيْطانِ الرَّجيم بِسْم اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ خُذِ الْعَفْوَ وَ اْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ اَعْرِضُ عَنِ الْجاهِليَ الآيات الي قوله ثُمَّ لايقصرُونَ.

و اين آيات اشارتست مكارم اخلاق كه حق تعالي پيغمبرش را به آن تأديب فرمود از جمله آنكه از خلاق مردم اكتفا كند و متوقع زيادتر نباشد و بد را به بدي مكافات ندهد و از نادانان رو بگرداند و در مقام وسوسة شيطان پناه به خدا گيرد.

ثُمَّ قالَ: خَفّضْ عَلَيْكَ اِسْتَغْفِرِ اللهِ لي وِلَكَ.

پس فرمود به من آهسته كن و سبك و آسان كن كار را بر خود، طلب آمرزش كن از خدا براي من و براي خودت، همانا اگر طلب ياري كني از ما تو را ياري كنم و اگر عطا طلب كني ترا عطا كنم و اگر طلب ارشاد كني تو را ارشاد كنم. عصام گفت: من از گفته و تقصير خود پشيمان شدم و آن حضرت به فراست يافت پشيماني مرا فرمود:

لاتَثْريبَ عَلَيْكُمْ الْيَوْمَ يَغْفِرُاللهُ لَكُمْ وَ هُوَ اَرْحَمْ الرّاحِمينَ.

----------------------

و اين آيه شريفه از زبان حضرت يوسف پيغمبر است به برادران خود كه در مقام عفو از آنها فرمود كه عتاب و ملامتي نيست بر شما، بيامرزد خداوند شماها را و اوست ارحم الراحمين. پس آن جناب فرمود به من كه اهل شامي تو؟ گفتم بلي فرمود شِنْشِنَه اعرفها مِنْ اخزم و اين مثلي است كه حضرت به آن تمثيل جست حاصل اينكه اين دشنام و ناسزا گفتن به ما، عادت و خوئيست در اهل شام كه معاويه در ميان آنها سنت كرده پس فرمود: حيّانا الله وً ايّاكَ هر حاجتي كه داري به نحو انبساط و گشاده روئي حاجت خود را از ما بخواه كه مي‌يابي مرا در نزد افضل ظن خود به من انشاء الله تعالي.

عصام گفت از اين اخلاق شريفة آن حضرت در مقابل آن جسارتها و دشنامها كه از من سر زد چنان زمين بر من تنگ شد كه دوست داشتم به زمين فرو بروم، لاجرم از نزد آن حضرت آهسته بيرون شدم در حالي كه پناه به مردم مي‌بردم به نحوي كه آن جناب ملتفت من نشود لكن بعد از آن مجلس نبود نزد من شخصي دوست‌تر از آن حضرت و از پدرش.

از مقتل خوارزمي و جامع الاخبار روايت شده است كه مردي اعرابي به خدمت امام حسين عليه السلام آمد و گفت يابن رسول الله ضامن شده‌ام اداي ديت كامله را و اداي آن را قادر نيستم لاجرم با خود گفتم كه بايد سوال كرد از كريم‌ترين مرد و كسي كريمتر از اهل بيت رسالت صلوات الله عليهم اجمعين گمان ندارم. حضرت فرمود: يا اخا العرب من سه مسئله از تو مي‌پرسم اگر يكي را جواب گفتي ثلث آن مال را به تو عطا مي‌كنم و اگر دو سوال را جواب دادي دو ثلث مال خواهي گرفت و اگر هر سه را جواب گفتي تمام آن مال را عطا خواهم كرد، اعرابي گفت يابن رسول الله چگونه روا باشد كه مثل تو كسي كه از اهل علم و شرفي از اين فدوي كه يك عرب بدوي بيش نيستم سوال كند؟ حضرت فرمود كه از جدم رسول خدا صلي الله عليه و‌ آله شنيدم كه فرمود: اَلمَعرُوف بِقَدرِ الْمَعرِفَه باب معروف و موهبت به اندازة معرفت بروي مردم گشاده بايد داشت، اعرابي عرض كرد هر چه خواهي سوال كن اگر دانم جواب مي‌گويم و اگرنه از حضرت شما فرا مي‌گيرم ولا قُوّه اِلاّ بِالله.

حضرت فرمود كه افضل اعمال چيست؟ گفت: ايمان به خداوند تعالي. فرمود چه چيز مردم را از مهالك نجات مي‌دهد؟ عرض كرد توكل و اعتماد بر حق تعالي. فرمود زينت آدمي در چه چيز است؟ اعرابي گفت: علمي كه به آن عمل باشد. فرمود كه اگر بدين شرف دست نيابد؟ عرض كرد مالي كه با مروت و جوانمردي باشد. فرمود كه اگر اين را نداشته باشد؟ گفت فقر و پريشاني كه با آن صبر و شكيبائي باشد. فرمود اگر اينرا نيز نداشته باشد؟ اعرابي گفت كه صاعقه‌اي از آسمان فرود بيايد و او را بسوزاند كه او اهليت غير اين ندارد.

پس حضرت خنديد و كيسه‌اي كه هزار دينار زر سرخ داشت نزد او افكند و انگشتري عطا كرد او را كه نگين آن دويست درهم قيمت داشت و فرمود كه به اين زرها ذمة خود را بري كن و اين خاتم را در نفقة خود صرف كن.

اعرابي آن زرها را برداشت و اين آيه مباركه را تلاوت كرد:

اَللهُ اَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه.

-------------------------

و ابن شهر آشوب روايت كرده كه چون امام حسين عليه السلام شهيد شد بر پشت مبارك آن حضرت پينه‌ها ديدند از حضرت امام زين العابدين عليه السلام پرسيدند كه اين چه اثر است؟ فرمود از بس كه انبانهاي طعام و ديگر اشياء چندان بر پشت مبارك كشيد و به خانة زنهاي بيوه و كودكان يتيم و فقراء و مساكين رسانيد اين پينه‌ها پديد گشت. و از زهد و عبادت آن حضرت روايت شده است كه بيست و پنج حج پياده به جاي آورد و شتران و محملها از عقب او مي‌كشيدند و روزي به آن حضرت گفتند كه چه بسيار از پروردگار خود ترساني؟ فرمود كه از عذاب قيامت ايمن نيست مگر آنكه در دنيا از خدا بترسد.

و سيد شريف زاهد ابوعبدالله محمدَ بن علي بن الحسن ابن عبدالرحمن علوي حسيني در كتاب تغازي روايت كرده از ابوحازم اعرج كه گفت حضرت امام حسين عليه السلام تعظيم مي‌كرد امام حسين عليه السلام را چنانكه گويا آن حضرت بزرگتر است از امام حسن عليه السلام. و از ابن عباس روايت كرده كه گفت سبب آنرا مي‌پرسيدم از امام حسن عليه السلام؟ فرمود كه از امام حسين عليه السلام هيبت مي‌برم مانند هيبت اميرالمؤمنين عليه السلام، و ابن عباس گفته كه امام حسن عليه السلام با ما در مجلس نشسته بود هرگاه كه امام حسين عليه السلام مي‌آمد در آن مجلس حالش را تغيير مي‌داد به جهت احترام امام حسين عليه السلام.

-------------------------

و به تحقيق بود حسين بن علي عليه السلام زاهد در دنيا در زمان كودكي و صغر سن و ابتداء امرش و استقبال جوانيش، مي‌خورد با اميرالمؤمنين عليه السلام از قوت مخصوص او، و شركت و همراهي مي‌كرد با آن حضرت در ضيق و تنگي و صبر آن حضرت و نمازش نزديك به نماز آن حضرت بود و خداوند قرار داده بود امام حسن و امام حسين عليهاالسلام را قدوه و مقتداي امت، لكن فرق گذاشته بود مابين ارادة آنها تا اقتدا كنند مردم به آن دو بزرگوار پس اگر هر دو به يك نحو و يك روش بودند مردم در ضيق واقع مي‌شدند. روايت شده از مسروق كه گفت: وارد شدم روز عرفه بر حسين بن علي عليه السلام و قدح‌هاي سويق مقابل آن حضرت و اصحابش گذاشته شده بود و قرآنها در كنار ايشان بود يعني روزه بودند و مشغول خواندن قرآن بودند، و منتظر افطار بودند كه به آن سويق افطار نمايند پس مسئله‌اي چند از آن حضرت پرسيدم جواب فرمود آنگاه از خدمتش بيرون شدم پس از آن حضرت امام حسن عليه السلام رفتم ديدم مردم خدمت آن جناب مي‌رسند و خوانهاي طعام موجود و بر آنها طعام مهيا است و مردم از آنها مي‌خورند و با خود مي‌برند، من چون چنين ديدم متغير شدم حضرت مرا ديد كه حالم تغيير كرده پرسيد اي مسروق چرا طعام نمي‌خوري؟ گفتم اي آقا من روزه دارم و چيزي را متذكر شدم فرمود بگو آنچه در نظرت آمده، گفتم پناه مي‌برم به خدا از آنكه شما يعني تو و برادرت اختلاف پيدا كنيد، داخل شدم بر حسين عليه السلام ديدم روزه است و منتظر افطار است و خدمت شما رسيدم شما را به اين حال مي‌بينم! حضرت چون اين را شنيد مرا به سينه چسبانيد فرمود يابن الاشرس ندانستي كه خداوند تعالي ما را دو مقتداي امت قرار داد، مرا قرار داد مقتداي افطار كنندگان از شما، و برادرم را مقتداي روزه‌داران شما تا در وسعت بوده باشيد.

و روايت شده كه حضرت امام حسين عليه السلام در صورت و سيرت شبيه‌ترين مردم بود. به حضرت رسالت صلي الله عليه و آله و در شبهاي تار نور از جبين مبين و پائين گردن آن حضرت ساطع بود و مردم آن حضرت را به آن نور مي‌شناختند.

--------------------------

و در مناقب ابن شهر آشوب و ديگر كتب روايت شده كه حضرت فاطمه عليهاالسلام حسنين عليهماالسلام را به خدمت حضرت رسول «ص» آورد و عرض كرد يا رسول الله اين دو فرزند را عطائي و ميراثي بذل فرما، فرمود هيبت و سيادت خود را با حسن گذاشتم و شجاعت وجود خود را به حسين عطا كردم، عرض كرد راضي شدم. و به روايتي فرمود حسن را هيبت و حلم دادم و حسين را وجود و رحمت.

و ابن طاوس از حذيفه روايت كرده است كه گفت شنيدم از حضرت حسن عليه السلام در زمان حضرت رسالت صلي الله عليه و آله در حالتي كه امام حسين عليه السلام كودك بود كه مي‌فرمود به خدا سوگند جمع خواهند شد براي ريختن خون من طاغيان بني اميه و سركردة ايشان عمر بن سعد خواهد بود، گفتم كه حضرت رسالت صلي الله عليه و آله ترا به اين مطلب خبر داده است فرمود كه نه پس من رفتم به خدمت رسول صلي الله عليه و آله و سخن آن حضرت را نقل كردم حضرت فرمود كه علم او علم من است. و ابن شهر آشوب از حضرت علي بن الحسين عليهماالسلام روايت كرده است كه فرمود در خدمت پدرم به جانب عراق بيرون شديم و در هيچ منزلي فرود نيامد و از آنجا كوچ نكرد مگر اينكه ياد مي كرد يحيي بن زكريا (ع) را و روزي فرمود كه از خواري و پستي دنيا است كه سر يحيي (ع) را براي زن زانيه از زناكاران بني اسرائيل به هديه فرستادند.

------------------------------

و در احاديث معتبره از طريق خاصه و عامه روايت شده است كه بسيار بود كه حضرت فاطمه عليهماالسلام در خواب بود و حضرت امام حسين عليه السلام در گهواره مي‌گريست و جبرئيل گهواره آن حضرت را مي‌جنباند و با او سخن مي‌گفت و او را ساكت مي‌گردانيد چون فاطمه عليهماالسلام بيدار مي‌شد مي‌ديد كه گهواره حسين (ع) مي‌جنبد و كسي با او سخن مي‌گويد و لكن شخصي نمايان نيست چون از حضرت رسالت مي‌پرسيد مي‌فرمود او جبرئيل است.

برگرفته از کتاب منتهی الآمال، تألیف حاج شیخ عبّاس قمی
www.emamhossein.com

+ نوشته شده در  87/10/08ساعت 19:5  توسط شهرام ابراهیم پور  |